من گرفتار روزمرگی شده بودم. به دوستم تاد گفتم احساس میکنم بدون اینکه کاملاً توانمندیهای خودم را بشناسم و آنها را بهکار بگیرم در زندگی شناور و سرگردان هستم. اصلاً نمیدانستم چطور خودم را به جایی که باید باشم برسانم. او به من گفت: «کاری رو انجام بده که تابهحال انجام ندادی.» اول خندیدم چون شبیه به یک توصیهٔ عمومی بهنظر میرسید، ولی او جدی بود. در ادامه گفت: «از نقطهٔ امن خودت بیرون برو و ببین از این تجربه چه درسهایی یاد میگیری.» بسیارخوب، چرا که نه؟