جملات زیبا از متن کتاب خاطرات یک تابستان | طاقچه
تصویر جلد کتاب خاطرات یک تابستانsubscriptionAvailable

کتاب خاطرات یک تابستان

۴.۲(از ۱۱ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
ککلا مگون، غزال وکیلی

قیمت:

۸۵,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

«مهم نیست که دلتون برای کی تنگ می‌شه. از ذهنتون بندازینش بیرون. دیگه هیچ‌وقت نمی‌بینینش.»
Molaei
۱۱
یه چیز گنده. آرزوتون چیه؟
rozhin
۳
وقتی هیچ‌کس دیگری متوجه خاص بودنت نیست، چطور می‌شود به راهت ادامه بدهی و مطمئن باشی که خاص هستی؟ چطور می‌شود بفهمی لیاقت چیزی را داری که بقیه حتی احساسش هم نمی‌کنند؟ چطور می‌شود بفهمی که فراتر از پوستت هستی؟ حتی فراتر از اتاق خودت، یا فراتر از خانه‌ات یا شهرت؟
کاربر... :)
۳
حس آن لحظه مثل روز تعطیل بود، مثل گرمای تابستان، مثل ماجراجویی. حسش به‌بزرگی آسمان بالای سرمان بود و به‌سفتی زمین زیر پایمان. حسش مثل صدای وزش باد میان کاکل‌های ذرت و یک قدم نزدیک‌تر شدن به رؤیای دست‌نیافتنی‌مان بود.
کاربر... :)
۲
جالب بود. گاهی استایکس جوری اشتیاق داشت که انگار معامله همه‌چیزش بود. اما گاهی اوقات کاملاً می‌زد به در بی‌خیالی و با خودش فکر می‌کرد بالاخره یک‌چیزی می‌شود. همین‌قدر راحت. همین‌قدر سرخوش. راحت می‌شد با این آرامش استایکس همراه شد. راحت می‌شد طعم ناراضی بودن از زندگی را فراموش کرد. طعم عادی بودن را.
کاربر... :)
۱
«کیلب؟» برگشتم. «هوم؟» «گاهی اصلاً نمی‌فهمی که چی توی کلهٔ آدم‌ها می‌گذره.»
jasmine
۱