-این جنگ فقط در جبهه اتفاق نمیافتد، به همه جای زندگی سرایت میکند، روح همه را اسیر خودش میکند. همه از جنگ حرف میزنند، همه میخواهند دشمن را شکست بدهند، مرگ آدمهایی را میخواهیم که آنها را نه میشناسیم، نه دیدهایمشان... دیگر از ادبیات، هنر، موسیقی حرف نمیزنیم، اگر این جنگ اتفاق نمیافتاد، الآن موسیو لوزان برایمان از آخرین کتابهایی که تو پاریس منتشر شده بود تعریف میکردند. دربارهٔ نویسندهها حرف میزدیم، با غیبتهای کوچک محافل ادبی سرگرم میشدیم، از آخرین نمایشها میگفتیم... گاهی احساس میکنم روحمان دارد خشک میشود، جنگ فقط نمیکشد، آدمها را مثل درختها میخشکاند. جنگ، پاییز آدمهاست... فصلی که قبل از مرگ میخشکند، شروع میکنند به خشک شدن.