اسما زودتر از مینو ازدواج کرد و از همان سال اوّل کارخانهٔ تولید بچهاش شروع کرد به کارکردن. گاهی خرابی داشت؛ یک پسرِ چشمچپ، یک دخترِ دوازدهانگشتی، یک بچه که معلوم نبود دختر است یا پسر و همان لحظهٔ بعد از تولد مرد و کسی را به دردسر اسم انتخابکردن نینداخت.