ما خدای قضاوتیم. از کوچکترین چیزها هم برای قضاوت کردن نمیگذریم. قضاوتهایمان هم همیشه بد است. کافی است یک نفر ته خیار را بخورد. در جا محکوم میشود به خساست که آی مردم هوار از ته خیارش هم نگذشته. به من هم نگاه نکن که حالا دارم این را میگویم. خودم هم زیاد قضاوت میکنم. کافی است یک نفر یک کار خوب بکند و یکبار به زبانش بیاورد. در ذهن من تا ابد محکوم میشود به ریاکار. کلاً قضاوت عضو جدانشدنی زندگی ماست؛ و باور کن اگر نیمی از وقتی که صرف قضاوت میکردیم صرف خودمان میکردیم قطعاً خوشحال بودیم.