ا گر حین شستن ظرفها فقط به فنجان چایی که منتظر ماست فکر کنیم، عجله میکنیم تا از مانع ظرفها عبور کنیم؛ انگار مایۀ آزار ما هستند. آنوقت «ظرفها را برای ظرف شستنْ نمیشوییم». و بدتر از آن، در مدتی که ظرفها را میشوییم زنده نیستیم. درحقیقت، وقتی مقابل ظرفشویی ایستادهایم قادر نیستیم معجزۀ زندگی را بهطور کامل درک کنیم. ا گر نتوانیم ظرفهایمان را با توجه کامل بشوییم، احتمالاً نمیتوانیم چایمان را هم با توجه کامل بنوشیم. هنگام نوشیدن چای، فقط به چیزهای دیگر فکر خواهیم کرد. بهندرت از فنجانی که در دستمان است آ گاه میشویم. بنابراین، به آینده کشیده میشویم - و قادر نیستیم دقیقهایاز زندگی را واقعاً زندگی کنیم.