به اندازهی یک صیاد ماهر دربارهی خرچنگها اطلاعات داشتم. فقط لازم بود نگاهم به گوشهی چنگال یک خرچنگ بیفتد تا بگویم که چند وقت دیگر آمادهی پوستاندازی میشود. اگر یک بند مانده به بند انتهایی چنگال خرچنگ شفاف بود، تا چند هفتهی بعد پوست میانداخت و خط محو پوستهی جدید زیر پوستهی کهنه دیده میشد. به این خط «علامت سفید» میگفتند. این خط محو کمکم تیره میشد و وقتی صیاد «علامت صورتی» را میدید میفهمید که تا یک هفته بعد پوستاندازی آغاز میشود، برای همین آرام چنگال بزرگ خرچنگ را میشکست تا نگذارد باقی خرچنگها را بُکُشد و او را به آلونک میآورد تا بهموقع پوستش را بکند. «علامت قرمز» تا چند ساعت بعد دیده میشد و بعد هم «شکافتن پوست» شروع میشد.