با هرگونه روکاری (تحول و تغییر در روبناها) و هرگونه کلامبازیهای ذهنی برای مدرنیزه کردن مذهب مخالفم. اصلاح در اینجا به معنی معادل اصطلاحی آن در جامعهشناسی سیاسی و ایدئولوژی انقلابی نیست، بلکه به معنی خود آن در زبان و فرهنگ اسلامی خود ماست و در تعبیر اصلاح مذهبی که برای اسلام به کار میبرم، به معنی رفورم مذهبی نیست، بلکه بیشتر به معنی رنسانس اسلامی است از طریق مبارزه با خرافات، جمود، استحمار، ارتجاع، تعصبهای کور عامیانه، مصلحتاندیشیهای طبقاتی و منفعتطلبیهای صنفی، نفی مطلق آنچه به نام اسلام یا تشیع توجیهکننده نظام طبقاتی و استبدادی و وضع حاکم شده است و تخدیرکننده توده و فلجکننده منطق و آزاداندیشی و مسئولیتهای اجتماعی و واقعیتگرایی و منحصرکننده خدا به وسیله قسم خوردن و قرآن، وسیله استخارهکردن؛ و ائمه، وسیله توسل؛ و شهادت، وسیله گریه؛ و امام زمان، وسیله توجیه حاکمیت جبری ظلم و محکومیت جبری عدل و نفی مطلق هر قیامی و سلب مسئولیت هر اقدامی...