سه سلبریتی گوشهای نشسته بودند و به این میاندیشیدند که با پولی که برای یک خیریه جمع کردهاند چه کنند.
اولی گفت: «من فکری دارم. بیایید دایرهای بکشیم. پول رو به هوا بندازیم و اون بخشی رو که درون دایره میافته به مستمندان بدیم.»
دومی گفت: «من فکر بهتری دارم. بیایید دایرهای بکشیم، کل پول رو به هوا بندازیم و هرچی بیرون دایره افتاد به مستمندان بدیم.»
سپس سومی گفت: «من فکر خیلی بهتری دارم. بیایید یک دایره بکشیم، کل پول رو به هوا بندازیم و هرچی پول روی زمین افتاد برای خودمون!»