جملات زیبا از متن کتاب تاریخ ایران در عصر افشاریه و زندیه | طاقچه
تصویر جلد کتاب تاریخ ایران در عصر افشاریه و زندیهsubscriptionAvailable

کتاب تاریخ ایران در عصر افشاریه و زندیه

۳.۴(از ۹ امتیاز)
نوع کتاب

قیمت:

۲۳۵,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

تمامی فواحش و زنان بدکاره را به یک محله در حاشیهٔ شهر انتقال دهند تا کسی مزاحم نوامیس مسلمانان نشود، چه اعتقاد داشت که شهر بی‌خرامات مانند منزل بی‌مستراح است و هم‌چنان که برای جلوگیری از پلیدی و آلودگی هر خانه مستراحی لازم است، برای دفع آلودگی و پلیدی اهل هر شهر نیز محلهٔ خراباتی لازم است. به همین دلیل به قدر پنج شش‌هزار از زنان ماهروی گلرخسار و مشکین‌موی دلربای خوش‌اطوار در آن خرابات خوش و خیل دلکش جای دادند و می‌خانه‌های طرب بخش جانفزای دلگشا در آن ولایت با لطف و صفا ساختند.
کاربر ۸۹۷۵۴۹۲
۱
تحمل این امر کردن از حمیّت دور و منافی طبع غیور است. چون صلح مذکور مغایر رضای جناب سبحانی و مخالف مصلحت دولت ابدمدت خاقانی بود، لهذا به عز امضای مقرون نفرمودیم... و هر کس که در این امر داخل نباشد از کسوت جمعیت عاری و بی‌بهره از سعادت دینداری و سزاوار لعن حضرت باری بوده، از حوزهٔ اسلام خارج و در زمرهٔ خوارج معدود خواهد بود. او این قرارداد صلح را ناشی از جُبن شاه و درباریان
کاربر ۸۹۷۵۴۹۲
۰
همهٔ شما نادانید. من که خداوند سعادت فهم زبان کودکان را به من اعطا فرموده است، شنیدم که این شاه از ما می‌خواهد استان‌هایی که ترک‌ها اشغال کرده‌اند، پس گرفته شود. با نوازش دادن سر کودک افزود آری شاهزادهٔ من! به‌زودی حق خود را از سلطان‌محمود خواهیم گرفت و اگر خدا بخواهد ما انگور را در (اسکوتار) و شاید هم در (اسلامبول) خواهیم خورد و سپس بار دوم گفت: شاهزاده خواهان پس گرفتن استان‌هایی است که روس‌ها به آن دست یافته‌اند. در دفعهٔ سوم خواست که ما قندهار را پس بگیریم و بار چهارم گفت که او می‌خواهد ایرانیان جایی در مکه داشته باشند.
کاربر ۸۹۷۵۴۹۲
۰
پاشای بغداد بداند که زیارت عتبات عالیات در عراق حق مسلم ماست. ما استرداد اسیران ایرانی‌ای را که در جنگ اخیر به اسارت شما در آمده‌اند خواهانیم و از آن‌جا که خون هموطنان ما هنوز خشک نشده است، باید از شما انتقام بگیریم و از خون اتباع سلطان به همان اندازه که خون ایرانی‌ها ریخته شده است، به زمین بریزیم. ما از آن لحاظ مقاصد خود را به اطلاع شما می‌رسانیم که ما را متهم نکنید که خائنانه و ناگهانی به شما حمله کرده‌ایم. به‌زودی در رأس قشون ظفرنمون خود برای استنشاق هوای مطبوع بغداد و استراحت در زیر دیوارهای آن حرکت خواهیم کرد.
کاربر ۸۹۷۵۴۹۲
۰
چنان که کالوشکین، سفیر دولت روسیه در ایران، در گزارشی که دربارهٔ مقاصد نادر به روسیه ارسال کرده، نوشته‌است: بخت‌النصر جدید از بادهٔ پیروزی سرمست است و می‌گوید فتح هندوستان کار دشواری نبود. من اگر با یک پا حرکت کنم، هند را تصرف می‌کنم و اگر با دو پا حرکت کنم دنیا را می‌گیرم.
کاربر ۸۹۷۵۴۹۲
۰
یک از این ولایات و ایالات بر اساس سابقهٔ تاریخی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی یا فرهنگی با القابی شهرت داشتند. اصفهان، دارالسلطنه؛ یزد، دارالعباد؛ کاشان، دارالمؤمنین؛ مازندران، دارالبرکت؛ آذربایجان، دارالحرب؛ عربستان (خوزستان)، دارالسلام؛ همدان، دارالحشمت؛ شیراز، دارالعلم؛ کرمان، دارالامان؛ ری، دارالخلافه؛ گیلان، دارالمنفعت؛ کردستان، دارالشجاعه؛ کرمانشاهان، دارالشوکت؛ قزوین، دارالملک؛ لرستان، دارالغرور و قلمرو عراق عجم، دارالنصرت. ب) فعالیت‌های
کاربر ۸۹۷۵۴۹۲
۰
شب‌ها در باغ، بزم باده و ایاغ داشتی. لولیان به مجلس او رقصیدندی و شب خسبیدندی و آن امر قبیح را وقیح نشمردی و جمعی از زنان فاحشهٔ لولی در خارج شهر به رواج دادن کار غربا و شهری مشغول داشتندی و وی ممانعت کردی و مصلحت ملک دانستی. شبها به بام برآمدی اگر در شهر نای ساز و صدای آواز و اسباب عیش و طرب و آثار لهو و لعب شنیدی و دیدی فرحان و خشنود شدی، که به حمدالله رعایای ما آسوده‌خاطر به شادی می‌پردازند و ملالتی از ما ندارند و اگر شبی کم‌تر آوای چنگ و نای شنیدی متغییر و ملول گردیدی و گفتی پیداست که امروز وزیر و کلانتر بر رعایای ما حوالتی کرده‌اند و چیزی صادر نموده‌اند که امشب ملالتی دارند و فردا تحقیق کردی و رفع اجحاف نمودی.
کاربر ۸۹۷۵۴۹۲
۰
لشکریان همه... مست شهوت هستند و به هر سرزمینی که وارد گردند، لابد و ناچار و بی‌اختیار به زن و فرزند و اهل و عیال مردم دست‌درازی خواهند نمود و چاره ایشان را به‌هیچ‌وجه نمی‌توان کرد. به همین دلیل، عده‌ای از این فواحش را در لشکرکشی‌های خود به همراه می‌برد تا سپاهیان پس از نبردهای طولانی، برای کسب آرامش به ناموس مردمان شهرها و روستاهای بین راه تجاور و هتک حرمت نکنند.
کاربر ۸۹۷۵۴۹۲
۰
تمامی فواحش و زنان بدکاره را به یک محله در حاشیهٔ شهر انتقال دهند تا کسی مزاحم نوامیس مسلمانان نشود، چه اعتقاد داشت که شهر بی‌خرامات مانند منزل بی‌مستراح است و هم‌چنان که برای جلوگیری از پلیدی و آلودگی هر خانه مستراحی لازم است، برای دفع آلودگی و پلیدی اهل هر شهر نیز محلهٔ خراباتی لازم است. به همین دلیل به قدر پنج شش‌هزار از زنان ماهروی گلرخسار و مشکین‌موی دلربای خوش‌اطوار در آن خرابات خوش و خیل دلکش جای دادند و می‌خانه‌های طرب بخش جانفزای دلگشا در آن ولایت با لطف و صفا ساختند.
کاربر ۸۹۷۵۴۹۲
۰
این اماکن، نه‌تنها افراد سپاهی، بلکه مردم شهر، درباریان و مهمانان هم می‌توانستند حضور یابند. دختران ساکن در رقاص‌خانه‌ها و فاحشه‌خانه‌ها به دقت طبقه‌بندی و فهرست‌نگاری می‌شدند و زمانی که اعلام می‌شد مرده‌اند و یا ازدواج کرده‌اند، شخص دیگری را جانشین آن‌ها می‌کردند. این اقدام کریم‌خان سبب می‌شد درآمدهای قابل توجهی به خزانه دولت واریز شود، چرا که از این قشر مالیات‌های سنگینی می‌گرفتند.
کاربر ۸۹۷۵۴۹۲
۰
هم‌چنین بر کار و فعالیت اقتصادی رعایای خود تأکید فراوان داشت و معتقد بود که همهٔ اقشار، از شخص شاه گرفته تا علما و روحانیون و سایر طبقات اجتماعی، باید در عرصهٔ اقتصادی فعالیت کنند. به همین دلیل، رعایا را به چهار دسته و صنف تقسیم کرد: اهل زراعت، اهل بیع و شری، اهل حرفه و کسب یا اهل ملازمت و هر کس از این چهار صنف بیرون بود، به گفتۀ‌خان (رویش ندیدنی بود).
کاربر ۸۹۷۵۴۹۲
۰
کریم‌خان روزی با دبدبه از راهی می‌گذشت. از پیش رویش، غلام مقربش که ندیم و انیس و اکیلش بود، با سرنیزه یک دانه به از دکان میوه‌فروشی ربود. آن عالیجاه دید و عنان کشید و او را طلبید. با گریه و آه و ناله به وی فرمود: تو را از فرزند خود عزیزتر و دوست‌تر دارم؛ اگر تو را نکشم قانون ریاست بر هم می‌خورد و فتنه‌ها و فسادهای بسیار در هر گوشه و کناری رو خواهد داد. اول خود شمشیر از غلاف کشید و بر شانه‌اش زد و به غلامان اشاره نمود که او را پاره‌پاره نمودند و فرمود به آیین عزت او را کفن و دفن نمودند و بازماندگانش را مراعات و نوازش نمود و این عبارت را دائم می‌خواند: لایتم الریاسهًْ الا بحسن السیاسهًْ.
کاربر ۸۹۷۵۴۹۲
۰