جملات زیبا از متن کتاب یاری متقابل؛ عامل تکامل | طاقچه
تصویر جلد کتاب یاری متقابل؛ عامل تکاملsubscriptionAvailable

کتاب یاری متقابل؛ عامل تکامل

نوع کتاب
۵.۰ امتیاز(از ۱ رأی)
پدیدآورندگان: 
پیتر کروپتکین، هومن کاسبی
انتشارات: 
نشر افکار

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
احسان رضاپور
۲
انواع اصلح از نظر فیزیکی قدرت‌مندتر یا حیله‌گرتر از همه نیستند، بلکه کسانی هستند که یاد می‌گیرند با هم درآمیزند تا برای رفاه اجتماع متقابلاً از همدیگر، قوی و ضعیف به یک اندازه، حمایت کنند. او نوشت: «اجتماعاتی که شامل بیشترین شمار همدل‌ترین اعضا باشند، بهتر از همه شکوفا می‌شوند و بیشترین شمار فرزندان را پرورش می‌دهند»
احسان رضاپور
۱
بدیهی است که من تنازع بقا را منکر نمی‌شوم، اما ادعا می‌کنم که تکامل قلمروی حیوانات - و به‌ویژه بشریت - با حمایت متقابل بسیار موفقیت‌آمیزتر است تا مبارزهٔ متقابل ... تمام موجودات ارگانیک دارای دو نیاز اساسی هستند: تغذیه و تکثیر گونه. اولی آن‌ها را به مبارزه و نابودی متقابل هدایت می‌کند، در حالی که نیاز به حفظ گونه آن‌ها را به یکدیگر نزدیک می‌کند تا از یکدیگر حمایت کنند. اما من تمایل دارم فکر کنم که در تطور دنیای ارگانیک - در اصلاح مترقی موجودات ارگانیک - حمایت متقابل میان افراد، نقش بسیار مهم‌تری از مبارزهٔ متقابل آن‌ها ایفا می‌کند.
پویا پانا
۱
زندگی یک نبرد آزاد دائمی بود؛ و فراسوی روابط محدود و موقتی خانواده، «وضعیت طبیعی زندگی» عبارت بود از جنگ هابزی «هر یک علیه همه».
پویا پانا
۱
گاهی اوقات نزاع‌هایی حتی در بین بهترین دوستان نیز وجود دارد.
پویا پانا
۱
زندگی یعنی مبارزه؛ و در آن مبارزه، اصلح جان به در می‌برد.
پویا پانا
۰
«فراسوی روابط محدود و موقت خانواده، وضعیت عادی زندگی عبارت بود از جنگ هابزی هر یک علیه همه.»
پویا پانا
۰
برخی از آن‌ها هنوز وجود بی‌معنای خود را کش می‌دهند.
پویا پانا
۰
من خانواده‌هایی را دیده‌ام که زندگی می‌کردند، بدون اینکه بدانند فردا چه غذایی برای خوردن خواهند داشت؛ در حالی که شوهر در تمام شهر خود به‌دلیل مشارکت در نشریه تحریم شده بود؛ و همسرش از طریق خیاطی خرج خانواده را درمی‌آورد. و چنین وضعیتی سال‌ها ادامه دارد تا اینکه خانواده بدون کلمه‌ای نکوهش‌آمیز صرفاً با گفتن این حرف کنار می‌کشد: «ادامه دهید، ما دیگر نمی‌توانیم تاب آوریم!»
پویا پانا
۰
جان کلام روان‌شناسی انسان همین است. انسان‌ها «نمی‌توانند تاب آورند که درخواست کمک را بشنوند و به آن پاسخ ندهند، مگر این که در میدان نبرد دیوانه شده باشند. قهرمان می‌رود؛ و کاری را که قهرمان انجام می‌دهد، همگی احساس می‌کنند که آن‌ها نیز بایستی انجام می‌دادند. سفسطه‌های مغز نمی‌تواند در برابر احساس یاری متقابل مقاومت کند، زیرا این احساس به‌واسطهٔ هزاران سال زندگی اجتماعی انسان و صدها هزار سال زندگی پیشاانسانی در جوامع پرورش یافته است.