ازدواج برایم آسایش خواهد بود... اما کجا باید یک همسر پیدا کنم؟...»
مانع بزرگ تهیدستیاش بود. شهرت و افتخار کم نداشت. هیکلش هم که بیشک اصلاح نمیشد. چاق شده بود و از نیمرخ شکم برآمدهاش روی پاهای کوتاهش، حالت آس پیک را به او میداد. با این همه، لامارتین که او را در خانهٔ ژیراردن دیده بود، دربارهٔ او نوشت: «پرواز شادمانهٔ اندیشهاش چنان است که آدم بیدرنگ فراموش میکند هیکلش تنومند و کوتاه است.
«