«بگذریم، اجازه بدید خیلی ساده بهتون بگم: جایی که قلمروی راحتی شما به پایان میرسه، دقیقاً همون نقطهایه که بزرگترین فرصتهای زندگیتون قرار دارن. باورهایی که اسباب آشفتگی شما هستن، حسهایی که شما رو میترسونن، پروژههایی که مرعوبتون میکنن و آشکار شدن استعدادهایی که بخش ضعیف وجودتون در برابرشون مقاومت نشون میدن، دقیقاً، همون جاهایی هستن که شما باید بهشون وارد بشید. بهعنوان یک تهیهکنندهٔ خلاق و جستوجوگر آزادی فردی و فرصتهای عالی، باید بهطرف این درها برید، چون به عظمت شما باز میشن. و بعد، بهجای اینکه ساختار زندگیتون رو جوری شکل بدید که این باورها، حسها و پروژهها رو نادیده بگیرید، اونها رو خیلی سریع، با آغوش باز پذیرا باشید. با قدم گذاشتن درون دایرهٔ ترستون، میتونید قدرت فراموششدهتون رو از نو احیا، و معصومیت و هیبتی رو که بعد از دورهٔ کودکی گم کردید پیدا کنید.»