حضرت یوسف علیه السلام به خدا گفت: ای خدای متعال «بِمَا ذَا اسْتَحْقَقْتُ السِّجْنَ؛ به چه گناهی من مستحق زندان شدم؟» دامن من که آلوده نشد. نیّت گناه نکردم، فکر گناه هم نکردم، چرا من زندان رفتم؟ خدای متعال فرمود: «بَل أَنْتَ اخْتَرْتَهُ السِّجْنِ؛ خود تو برای خود زندان بریدی.» چرا گفتی «رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَیَّ» ؟ نباید میگفتی.
هَلَّا قُلْتَ الْعَافِیَةُ أَحَبُّ إِلَیَّ مِمَّا یَدْعُونَنِی؛ ای کاش میگفتی عافیت برای من دوست داشتنیتر است از آنچه آنان مرا به سوی آن میخوانند!
خود تو زندان را بر خودت بریدی. به زبان خود آوردی که به زندان بروم بهتر است.
زبان ما، گفتار ما و فکر و اندیشۀ ما، خیالات ما بسیار مؤثّر است. آدم یک مقدار تمرین کند فال بد نزند. اصلاً فکر بدبینی را از خود دور کند.