جملات زیبا از متن کتاب صحن علنی | طاقچه
تصویر جلد کتاب صحن علنیsubscriptionAvailable

کتاب صحن علنی

۳.۰(از ۲ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
سینا علیمحمدی
categoryدسته‌بندی: 
شعر معاصر

قیمت:

۸۹,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

 حیف...!  که روزنامه  جمعه‌ها منتشر نمی‌شود  چه تیتری می‌شود  آمدنت...
زینب هاشم‌زاده
۷۲
طوفان آن‌قدرها که می‌گویند ترس ندارد گاهی زیباترین باران‌ها از سیاه‌ترین ابرها می‌آید
زینب هاشم‌زاده
۲
جمهوری با ما بازی می‌کند پرچم‌های سبز با ما بازی می‌کنند خاورمیانه ایران و بی‌بی‌سی با ما بازی می‌کنند این روزها حتی بهار هم با ما بازی می‌کند
tabasom
۱
شاعر نیستم شعر نمی‌گویم می‌نویسم بهار تا تمام خیابان را باران نقاشی کنی و بهانه امروز برای سرودن تنها تو باشی تو درست مثل بهار
tabasom
۰
با سه ضربه همه چیز رسمی می‌شود متهم نه مُعتاد است و نه دست بزن دارد فقط جیب‌هایش پُر از کلماتی است که بقالی محل تخم‌مرغ هم برایش خرد نمی‌کند! تق تق تق
tabasom
۰
طوفان آن‌قدرها که می‌گویند ترس ندارد گاهی زیباترین باران‌ها از سیاه‌ترین ابرها می‌آید
زینب هاشم‌زاده
۰
هر صبح با نخستین انفجار پاهایت از خواب بیدار می‌شوند آن سوتر پدر دست‌ها و پاهایش را انفجار برده است و دیوارها دیگر خانهٔ تو نیستند دیوارها خاک شده‌اند تا به آغوش بگیرند برادرت را
سُهاد
۰
حالا تو مانده‌ای و بغضی که باید منفجر شود دیگر هیچ فرقی نیست میان انگشتانی که ماشه را می‌کشند با دستانی که بغضت را در قطعنامه‌ها وتو می‌کنند امروز نه این خاک و نه آن آسمان امروز تاریخ از تو شرمسار است
سُهاد
۰
امروز تاریخ از تو شرمسار است سرت را به آسمان بده و بغضت را بر این خاک ببار فردا زیتون‌زارها از بغض‌های تو شکوفه می‌کنند.
سُهاد
۰
شب در اندوه تو پیچیده بود و چشمان جهان نبودنت را گریست آن گونه که زمین ثانیه‌هاست بی آنکه لب بگشاید با عطر تو و بغض فروخوردهٔ مولا آمیخته است
سُهاد
۰
با نام مستعار خرمشهر زاده شدم با عطر خمپاره و امن یجیب عاشق شدم آن‌قدر که نفهمیدم فرات بودی یا کارون هر چند فرقی نداشت همیشه عشق با لبان عباس عطش می‌گیرد
سُهاد
۰
و من به سلامتی آسمان‌خراش‌های شهر قهوه‌ام را با انگشتری عقیق سر می‌کشم بی‌خیال تانک‌هایی که هفت پشت پدرم را لرزانده بود در پیاده‌روی همین شعر کاش دوباره بیایی به افتخار همین نام مستعار یک دقیقه، تنها یک دقیقه عاشق باشیم با عطر خمپاره و امن یجیب
سُهاد
۰