تمام خاکستریها هر چقدر که روشن باشند از سفید تیرهترند
(:
۲
کتاب میخوانم. غذا میخورم. میخوابم. بیدار میشوم. عذاب میکشم. نه! راستش عذابی نیست. آسودهام. مثل دود بالای روستا. تنها بادی لازم است که تکانم بدهد، که نیست.
(:
۲
تاریک بود و تاریکی انگار نوری بود که میتوانستم ببینمش.