رمان، مانند یک فرش شرقی، نقشهای دارد و هر چیزی که در آن هست برای کمک به شکل گرفتن طرح و نقشه آن به کار رفته است. اگرچه این امر بهویژه در مورد داستان کوتاه صادق است، در مورد رمان هم مصداق دارد. نخها و خامهها قرار است کل تاروپود فرش را بسازند، نه اینکه در میانهٔ کار ریشریش شوند و به امان خدا رها شوند.