جملات زیبا از متن کتاب همنام | طاقچه
تصویر جلد کتاب همنامsubscriptionAvailable

کتاب همنام

۳.۹(از ۳۹ امتیاز)
نوع کتاب
انتشارات: 
نشر ماهی

قیمت:

۱۸۰,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

کار کتاب همین است که دنیا را ببینی، بی‌اینکه یک وجب از جات تکان بخوری
محمدرضا
۲۰
خارجی‌بودن هم، مثل حاملگی، غریبه‌ها را به کنجکاوی وامی‌دارد، و حس ترحم و ملاحظه‌شان را برمی‌انگیزد.
محمدرضا
۲
آشیما و آشوک دل‌شان زیاد شور نمی‌زند. هر دو می‌دانند واقعیت این است که نوزاد نیاز به اسم ندارد. چیزی که نیاز دارد غذاست، دعای خیر است و چند تکه طلا و نقره. نوزاد فعلا نیاز دارد بعدِ غذا بغلش کنند، به سینه بچسبانند و به پشتش بزنند. برای اسم می‌شود صبر کرد. در هندوستان، والدین بچه اسم را سر صبر می‌گذارند. آنجا اصلا غیرعادی نیست که چند سال از تولد بچه بگذرد و هنوز اسم مناسبی برایش پیدا نشده باشد. هم آشیما و هم آشوک، نمونه‌های زیادی از بچه‌های فامیل سراغ دارند که تا وقت ثبت نام در مدرسه، یعنی تا شش هفت سالگی، هنوز اسم رسمی نداشته‌اند.
moonlight
۲
آشیما و آشوک دل‌شان زیاد شور نمی‌زند. هر دو می‌دانند واقعیت این است که نوزاد نیاز به اسم ندارد. چیزی که نیاز دارد غذاست، دعای خیر است و چند تکه طلا و نقره. نوزاد فعلا نیاز دارد بعدِ غذا بغلش کنند، به سینه بچسبانند و به پشتش بزنند. برای اسم می‌شود صبر کرد. در هندوستان، والدین بچه اسم را سر صبر می‌گذارند. آنجا اصلا غیرعادی نیست که چند سال از تولد بچه بگذرد و هنوز اسم مناسبی برایش پیدا نشده باشد. هم آشیما و هم آشوک، نمونه‌های زیادی از بچه‌های فامیل سراغ دارند که تا وقت ثبت نام در مدرسه، یعنی تا شش
moonlight
۱
به نظر می‌رسد این خانواده فقط صاحبِ این خانه نیستند؛ مالک وجب به وجب چشم‌انداز منطقه، تک تک درخت‌ها و برگ برگ علف‌های آن هم هستند. هیچ‌جا قفل و بست ندارد. نه خانه نه کلبهٔ مکسین. هرکس خیلی راحت می‌تواند در را باز کند بیاید تو. گوگول یاد دزدگیر خانهٔ پدر و مادرش می‌افتد. با خودش فکر می‌کند چرا آنها نمی‌توانند با محیط دوروبرشان همین‌قدر راحت باشند. رتلیف‌ها مالک ماهِ بالای دریاچه هستند، و صاحب خورشید و ابرها.
احسان شمالی
۱
کم‌کم به این نتیجه رسیده که خارجی‌بودن یک‌جور حاملگی مادام‌العمر است؛ با یک انتظار ابدی، تحملِ باری همیشگی، و ناخوشی مدام. یک‌جور مسئولیت مداوم و بی‌وقفه. یک جملهٔ معترضه وسط چیزی که یک موقعی اسمش زندگی معمولی بوده، فقط برای اینکه نشان بدهد از زندگی قبلی دیگر خبری نیست، و جای آن را چیزی پیچیده و پرزحمت گرفته. به نظر آشیما خارجی‌بودن هم، مثل حاملگی، غریبه‌ها را به کنجکاوی وامی‌دارد، و حس ترحم و ملاحظه‌شان را برمی‌انگیزد.
eli
۰
آخر کی همه چیزش را ول می‌کند می‌آید تو این کشور که زندگی بهتری دست وپا کند، آن وقت موقعی که باید استفاده‌اش را ببرد، ناغافل سرش را می‌گذارد زمین؟
eli
۰