همسرجان چند آیه قران خواند و از لای صفحههایش به بچهها عیدی داد. با نگرانی پرسیدم: «پولها را ضدعفونی کردهای؟» چشمکی زد و یواش گفت: «نه خانمجان خیالت راحت! اینها همان عیدیهای پارسالند. من که بانک نرفتهام این چند روز. بچهها هم خرج نکرده بودند از پارسال. الان هم حواسشان پرت شد بردار دوباره بذاریم لای قرآن برای سال بعد!» نمیدانم بخندم یا طرف بچهها را بگیرم.