با کد تخفیف Salam اولین کتابتان را با ۵۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کنید.
به من دست نزن

دانلود و خرید کتاب به من دست نزن

روزنوشت‌های کرونایی یک نویسنده خانه‌دار

۴٫۰ از ۳ نظر
۴٫۰ از ۳ نظر

برای خرید و دانلود  کتاب به من دست نزن  نوشته  فائضه غفارحدادی  و خواندن و شنیدن هزاران کتاب الکترونیکی و صوتی دیگر،  اپلیکیشن طاقچه  را رایگان نصب کنید.

دانلود و خواندن کتاب در اپلیکیشن طاقچهدرباره طاقچه بی‌نهایت

معرفی کتاب به من دست نزن

کتاب به من دست نزن نوشته فاطمه غفار حدادی است. این کتاب روزنوشت‌های کرونایی یک نویسنده خانه‌دار است. شما در کتاب به من دست نزن با نویسنده همراه می‌شوید. این کتاب روایتی از روزهای اول شیوع کرونا است که برای شما تجربیات مشترک می‌سازد.

درباره کتاب به من دست نزن

این کتاب روایتی روز به روز است و گویا نویسنده دفترخاطراتش را بازنویسی کرده است هر ثانیه او همراه می‌شوید حس می‌کنید تجربه‌ای تازه را پشت سر می‌گذارید و احساسات مشترک و گاه متضادی را تجربه می‌کنید که نتیجه اپیدمکی و همه‌گیری کرونا است. این کتاب با قلم شیوا و روان نویسنده شما را با خود همراه می‌کند. 

خواندن کتاب به من دست نزن را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم

این کتاب را به تمام علاقه‌مندان به داستان‌های واقعی پیشنهاد می‌کنیم.

بخشی از کتاب به من دست نزن

س انگار خیلی هم جدی نیست. آن طرف صورتم را ماساژ می‌دهم. ان‌شاءالله از سیلی دوم خبری نیست. معاون وزیر بهداشت هم می‌آید و می‌گوید که همه‌چیز تحت کنترل است و شما فقط دست‌هایتان را زیاد بشویید و با همدیگر دست ندهید. تا شب ولی همین خبرها می‌شود لولوی انتخابات و همه‌چیز می‌رود سمت اینکه هرکس رأی بدهد قطعاً کرونا می‌گیرد! از آنجا که مجبورید انگشت بزنید توی استامپ مشترک، اگر حتی یک نفر کروناییِ ناقل، اول صبح در یک شعبه رأی بدهد، تا آخر شب هرکس در آن شعبه رأی بدهد، در حقیقت زیر برگهٔ کرونایش را انگشت زده است! اصلاً انگار که کرونا نه از راه دهان و دماغ که از راه انگشت سبابه وارد بدن می‌شود. تا شب افاضات مجازی مردم را می‌خوانم و کم‌کم لیست کلیشه‌ای لوازم شخصی ذهنم که سال‌ها فقط شامل حوله و مسواک و شانه و رژلب بود به اضافه شدن «استامپ» آپدیت می‌شود! بیشتر پیام‌های با مضمون کرونا لولویی‌ست از طرف کسانی که انتخابات را تحریم کرده‌اند. انگار که به بقیه حسودی‌شان بشود که حق رأی دارند. تا شب آن‌قدر پیام‌های بهداشتی می‌آید که آخر شب جلسه‌ای با حضور هر سه، نه ببخشید هر چهار تا پسرم در دست‌شویی منزل برگزار می‌کنم. حضور پسر چهارم، یعنی پدرشان، برای رسمیت جلسه الزامی‌ست. برای اولین بار طرز درست شستن دست‌ها را یادشان می‌دهم. قبلش هرچند تند تند دست‌هایشان را می‌شستند اما خیلی آداب خاصی نداشت. صابون مایع را می‌ریختند کف دستشان و کمی کف‌مالی می‌کردند و سریع آب می‌کشیدند. ته‌تهش شاید ده ثانیه هم نمی‌شد. البته امروز یک چیزی درباره کرونا شنیده‌ام که کمی ازش خوشم آمده است. آن‌هم اینکه کرونا با بچه‌ها مهربان است و از چند هزارنفری که در چین و کره جنوبی کشته گرفته، هیچ‌کدامشان زیر دوازده سال نبوده‌اند. دمش گرم! البته پسرجان، پسان‌فردا سیزده سالش تمام می‌شود. اما خب یک سال، زیاد هم مهم نیست. پسرک به نُه نزدیک‌تر است تا هشت و پسرچه هم نزدیک پنج‌سالگی‌ست. کار از محکم‌کاری عیب پیدا نمی‌کند. به بچه‌ها یاد می‌دهم دست‌ها را که آب کشیدند شیر آب را با آرنجشان ببندند. البته آرنج پسرچه حتی با چهارپایه‌ای که روی آن می‌ایستد و دست می‌شوید هم به شیر آب نرسید و مجبور شدم بگویم با پشت دستش این کار را بکند.

_مواظب باشید حوله‌ها زمین نیفتند. این صد بار! 

نظرات کاربران

مشاهده همه نظرات (۱)
پوریا
۱۴۰۰/۰۴/۰۵

شاید اگه بعد از کرونا خونده بشه جذاب تر باشه

بریده‌هایی از کتاب
مشاهده همه بریده‌ها (۱۲)
در باب «حالا چی بخوریم؟» هم عرض کنم که دیگر کم مانده بگویم: «بیایید منو بخورید!» فکر کنم بچه‌های من به جای کرونا «خورونا» گرفته‌اند! البته من هم ازشان کم نمی‌آورم. یک نفر نوشته بود: «قرنطینه تمام هم که شود، من بیرون نمی‌روم. نه اینکه نخواهم ها. از در رد نمی‌شوم!»
میـمْ.سَتّـ'ارے
همسرجان چند آیه قران خواند و از لای صفحه‌هایش به بچه‌ها عیدی داد. با نگرانی پرسیدم: «پول‌ها را ضدعفونی کرده‌ای؟» چشمکی زد و یواش گفت: «نه خانم‌جان خیالت راحت! این‌ها همان عیدی‌های پارسالند. من که بانک نرفته‌ام این چند روز. بچه‌ها هم خرج نکرده بودند از پارسال. الان هم حواسشان پرت شد بردار دوباره بذاریم لای قرآن برای سال بعد!» نمی‌دانم بخندم یا طرف بچه‌ها را بگیرم.
میـمْ.سَتّـ'ارے
ازآنجایی‌که می‌گویند ویروس در گرمای سی‌درجه می‌میرد، به سرم زد بگذارمشان توی ماکروویو. نایلون تمیزی برداشتم کتاب‌ها و ورقه‌ها را گذاشتم توش و کردمشان توی ماکروویو و زمان را روی دو دقیقه تنظیم کردم. داشتم گوشی موبایلم را ضدعفونی می‌کردم که بوی سوختگی آمد. سریع در ماکروویو را باز کردم. آتش واقعی در ماکروویو کوچک ما داشت همهٔ برگه‌ها را می‌خورد! سریع گذاشتمشان توی ظرف‌شویی و شیر آب را باز کردم. علاوه بر اینکه سوختند خیس هم شدند. الان نیم ساعت است که پسرک توی اتاق دارد نعره‌های عاشقانه می‌زند! گفتم که! یک زن باید مثل من نمونه باشد!
moonlight
باید صنعت جوکمان را هم به جهانیان معرفی کنیم. من به‌جای ایران بودم قبل از اینکه چین آفتابه درست کند و به کل جهان صادر کند انحصار تولید آفتابهٔ قرمز در جهان را برای خودم ثبت می‌کردم. می‌شد به دستهٔ هرکدامشان هم یک جوک ناب ترجمه کرد و چسباند. دیگر توالت می‌شود قرص آرام‌بخش
ar
اصلاً به‌نظرم اگر اصحاب کهف اواخر بهمن به خواب فرو می‌رفتند، لازم نبود سیصد سال این پهلو به آن پهلو شوند، همین سه ماه کرونا برای از رونق افتادن پولشان و درآمدن شاخ‌هایشان کافی بود.
ar
آخر یکی نیست به چینی‌ها بگوید که «مگر کله‌پاچه چه کم از سوپ خفاش دارد؟» حداقل قرن‌ها توسط ما خورده و امتحان شده است. نهایتش از چربی و فشار خون می‌میرید دیگر. بهتر از «کرونا» ست که
kiana
هرکس امسال یک نوشته مناسب بچه‌ها نذری بدهد و
ar
فقط انسان‌های ضعیف به اندازهٔ امکانات‌شان کار می‌کنند.
ar
نمایشگاه کتاب برای نویسنده‌ها و ناشرها و کتاب‌دوست‌ها فقط محلی برای خرید کتاب و ایستادن در صف ساندویچ نیست. بلکه یک مهمانی بزرگ است. قدیمی‌ها همدیگر را می‌بینند. جدیدها به قدیمی‌ها معرفی می‌شوند. جدیدها همدیگر را پیدا می‌کنند. کتاب‌ها به امضای صاحبان کتاب‌ها می‌رسند. نویسنده‌ها نوبتی در غرفه‌هایی که کتابشان فروخته می‌شود حاضر می‌شوند و قیافهٔ آدم‌ها را در مواجهه با جلد کتابشان و حین ورق زدنشان رصد می‌کنند! اصلاً یک جشن سالانه پردستاورد است
ar
امام‌حسین هم وقتی جلوی آن‌همه لشکر می‌ایستاد، احساس می‌کرد هیچ‌کس حرفش را نمی‌فهمد. هیچ‌کس غمی را که از عاقبت به شر شدن آن مردم، روی دلش نشسته بود، درک نمی‌کرد. قربان دل مهربانش! آخر امام، پدر دلسوز امت است. پدری که فرزندانش برای کشتنش متحد شده‌اند و او به‌جای آنکه نگران خودش باشد، نگران عاق والدین شدن و جهنمی‌شدن پسران است.
ar

اطلاعات تکمیلی

دسته‌بندی
تعداد صفحات۳۳۶ صفحه
قیمت نسخه چاپی۵۰,۰۰۰ تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۹/۱۲/۲۶
شابک۹۷۸-۶۲۲-۲۸۵-۰۳۰-۲
دسته بندی
تعداد صفحات۳۳۶صفحه
قیمت نسخه چاپی۵۰,۰۰۰تومان
نوع فایلEPUB
تاریخ انتشار۱۳۹۹/۱۲/۲۶
شابک۹۷۸-۶۲۲-۲۸۵-۰۳۰-۲