چیزی شبیه درد که در آدم است و بس
تعبیر شاعرانهتر آن غم است و بس
چون آب شور رفع عطش با عطش کند
هرچه زیاد، باز زیادش کم است و بس!
درمان درد من طلب درد تازهایست
بر روی داغ، داغ فقط مرهم است و بس
هرجا غمیست با غم من قصّهاش جداست
از هر غمی یکی به همه عالم است و بس
درد بزرگ طایفهام درد بیغمیست
از دردمندیست که پشتم خم است و بس...