روزی شخصی بر فراز منبر مشغول سخنرانی بود، یکی از مستمعان، پرسشی را طرح کرد. گوینده در پاسخ گفت: «جواب این مسئله را نمیدانم.» سؤالکننده ناراحت شد و گفت: «تو که نمیدانی چرا بر بالای منبر رفتهای؟» گوینده پاسخی حکیمانه داد: «من به اندازهای میدانم که بتوانم چند پله منبر را بالا روم، اما اگر بنا بود که به اندازه مجهولاتم بالا روم، در آن صورت باید تا آسمانها بالا میرفتم!»