در جامعهیی که همهی آدمها ساعت کار محدود و غذای کافی دارند، در خانههای مجهز به حمام و یخچال زندگی میکنند و صاحب ماشین یا حتا هواپیما هستند، مهمترین و بدیهیترین شکل نابرابری خودبهخود از بین میرفت. اگر ثروت روزی جنبهی عمومی به خود بگیرد، امتیازی برای کسی محسوب نمیشد. بدون تردید، میتوان جامعهیی را متصور شد که در آن ثروت مادی و رفاه به طور یکسان تقسیم میشود، و قدرت در دست طبقهی ممتاز باشد، اما پرواضح است که چنین جامعهیی عملا عمر طولانی نخواهد داشت؛ زیرا اگر همه بهطور یکسان از فراغت و آسایش خیال بهرهمند شوند، تودههای عظیم مردم که به دلیل فقر عقب ماندهاند، خیلی زود به سواد و آگاهی میرسند و دیر یا زود متوجه میشوند که اقلیت ممتاز کار خاصی انجام نمیدهد و سپس اقدام به قیام علیهی آنها میکنند. در درازمدت، وجود یک جامعهی طبقاتی تنها بر اساس فقر و نادانی امکانپذیر است