جملات زیبا از متن کتاب پایتخت خوک ها | طاقچه
تصویر جلد کتاب پایتخت خوک هاsubscriptionAvailable

کتاب پایتخت خوک ها

۳.۴(از ۱۷ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
روبرت مناسه، نیما علیرضایی
انتشارات: 
انتشارات شمشاد

قیمت:

۱۰۰,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

یک خوک آن‌جا می‌دود! «داوید دِ وریند» حیوان را وقتی دید که برای آخرین‌بار پنجره را باز کرده بود تا به بیرون نگاه کند، قبل از آن‌که برای همیشه آپارتمانش را ترک کند.
کاربر ۲۵۴۴۴۸۷
۴
کلیسا خارج می‌شدند برخورد نکند. توریست‌ها فکر می‌کردند که حیوان وحشت‌زده و بی‌اعصاب، نوعی نماد فرهنگی یا گونه‌ای پدیدهٔ سنتی - محلی باشد. احتمالاً بعدها در کتابچهٔ راهنمای سفر خود به دنبال توضیحی در این‌باره خواهند گشت. آیا در پامپلونای اسپانیا در یکی از روزهای جمعهٔ سال، گاومیش‌ها را در خیابان رها نمی‌کردند؟ شاید این‌جا در بروکسل نیز این کار را با خوک‌ها انجام می‌دادند. ناشناختگی مکان می‌تواند پدیده‌های عجیب را برای آدم قابل‌درک کند و آن زمان زندگی چه مفرح می‌شود. در این لحظه «گودا مصطفی» از کنج خیابان پیچید و تقریباً چیزی نمانده بود که با خوک برخورد کند. تقریباً؟ آیا خوک او را لمس نکرده بود؟ خودش را به پاچهٔ شلوارش نمالیده بود؟
کاربر ۲۸۵۰۸۶۷
۳
مرگ او را نمی‌ترساند، برعکس ترس را از او می‌زدود.
nazi_sfy
۱
ناشناختگی مکان می‌تواند پدیده‌های عجیب را برای آدم قابل‌درک کند و آن زمان زندگی چه مفرح می‌شود.
nazi_sfy
۰
خون ترکیبی بود روان‌کننده در منافذ جلدی، پوست کاغذی بود مرطوب که چاقو رویش نقشهٔ جغرافیا را می‌کشید، دهان و حلق حفره‌های سیاهی بودند که درونشان چیزی تپانده می‌شد تا آخرین فریادها بمیرند و رنگ ببازند. تا ته‌ماندهٔ آخرین تقاضا برای زنده ماندن، مکیده و محو شود
nazi_sfy
۰
انسان در زیرِ زمین به خدا نزدیک‌تر است تا روی مرتفع‌ترین قله‌ها.
nazi_sfy
۰
حس نیستی و عدمی که انسان را دیر یا زود خواهد بلعید، مانند تمنایی در قفسهٔ سینه و شکمش گسترده می‌شد. نفس‌بریده و بی‌رمق دریافت: این خلأ در حال رشد، می‌تواند خود را به شکلی معجزه‌وار در جلد محدود انسان تا بی‌نهایت بگستراند. ذهن، همچون سوراخی سیاه و مکنده، تمام تجربیاتی را که او یک‌عمر اندوخته بود، می‌مکید و محو می‌کرد؛ طوری که دیگر این تنها عدم بود که در درون او وجود داشت، سیاه، تیره و بی‌ملایمت اما نه به بی‌ملایمتی شب‌های بی‌ستاره.
nazi_sfy
۰
آدم می‌تواند همهٔ عمر به نظافت مشغول باشد اما درنهایت زمانی که بساط زندگی برچیده شود فقط کثافت باقی می‌ماند!
nazi_sfy
۰
آیا جوانی و با خود می‌اندیشی که تنها سهم کوچکی از زندگی نصیبت شده؟ کثافت. کثافت پشت همه‌چیز، زیر همه‌جا. کثافت شیرازهٔ زندگی‌ست. زندگی تمیز! این چیزی‌ست که قبل از نمایان شدن کثافت داشته‌ای.
nazi_sfy
۰