اگر فقط خواستن چیزی برای به دست آوردنش کافی بود، آندرس یک عمر این کار را تمرین کرده بود؛ از وقتی یادش میآمد، چیزی برای خوردن و جای امنی برای خوابیدن میخواست. میخواست وقتی در مخمصه گیر میکرد، مثل رینا سریع و زبروزرنگ باشد یا در انجام کاری مهارت داشته باشد.
ولی تا آنموقع خواستن هیچوقت به او کمک نکرده بود و حالا هم کمک نمیکرد.