آرلت. هیچ موجودی را از تو صافتر و در عین حال مرموزتر ندیدهام.
ــ مرموز؟ من؟
ــ آری. پارهای اوقات. آنچه بیان میکنی به خوبی درک میکنم مگر یک نکته که هرچه بیشتر سعی میکنم کمتر به درک آن نایل میشوم. مثل اینکه روز اول که تو را دیدم چنین رمزی در قیافه تو وجود نداشت ولی بعدا آثار آن بیش از پیش در قیافهات ظاهر شده، شاید دلیل آن عشق و علاقه است، گمان میکنم درست حدس زده باشم.