او به زندگی فکر میکرد، او به این فکر کرد که چگونه میتواند اندیشههای خود را درباره زندگی را داخل آموزش هنرهای رزمی کند.
او همچنین شروع به نوشتن کرد. یادداشتهای بسیاری از کتابهای مختلف در مورد جیت کون دو، ورزشهای رزمی و خِرد زندگی را جمعآوری کرد. هنوز هم بروس همیشه مردی در حال حرکت بود و او باید دوباره وارد عمل میشد.
او میدانست که دکتر به او چه گفته است: او برای اثبات اشتباه پزشک، تصمیمات بزرگی گرفت. بروس استراتژی خودش را برای بهتر شدن در ذهن ترسیم کرد. او در ابتدا به آرامی شروع کرد، سپس به تدریج به سبک خود ادامه داد. او تا آخر عمر مجبور بود با درد پشت خود مقابله کند. در غیر این صورت، او مثل همیشه خوب بود.
بروس به دلیل انقلابی بودن شیوههای تمرین و آمادگی جسمانی، توانست تا حد زیادی به ورزشهای رزمی بازگردد. روشهای او در آن روزگار بسیار غیرمعمول تلقی میشد، اما امروزه مدتهاست که مورد قبول واقع شده است.