مادربزرگم همیشه میگوید روزهای خوب دوستیها را عمیقتر میکند، اما روزهای بد دوستیها را ثابت میکند.»
هاتسو که بین من و جین نشسته، دستش را روی شانههایمان میگذارد و میگوید: «پس ما بهترین دوستها هستیم. سه میمون رفیق.»
به یکدیگر لبخند میزنیم. اسم خودمان را سه میمون میگذاریم. هاتسو میمونی است که چشمهایش را میگیرد - زیرا زیاد غم دیده است. من میمونی هستم که گوشهایم را میگیرم، زیرا از صدای گریهٔ ارواح نوزادان روحزده شدهام و چیزی نمیشنوم. و جین هم میمونی است که دهانش را گرفته است، چون اغلب حرف نمیزند و ساکت است.