گاه بعضی از اقوام و نزدیکان از روی دلسوزی به او میگفتند: «ای خانم، شما تمکن مالی خوبی ندارید و علاوه بر آن، خود پنج فرزند یتیم دارید. چرا فقط آنها را سرپرستی نمیکنید؟!»
در پاسخ میگفت: «برای من هیچ کدام با هم فرقی ندارند. اتفاقاً به بچههای یتیم تحت کفالتم بیشتر محبت و احسان میکنم تا انشاءالله خداوند مهربان بچههایم را به مقامی ارجمند برساند و درهای رحمتش را به روی همگی باز فرماید. «و هو معکم این ماکنتم والله بما تعملون بصیر»
و عاقبت این دعای خالصانه و از روی صدق و صفا به اجابت رسید و او سعادتمندی فرزندانش را به چشم دید و بر شکرش افزوده شد و با اینکه همه بچههای یتیم تحت سرپرستی او زندگی مستقلی یافته و سر و سامان گرفتند، او مدام سفارش میکرد که: «مبادا برادران و خواهران خود را فراموش کنید! به آنها محبت کنید تا خداوند اجرتان دهد» و مطمئنم امروز هم روح مادر باایمانمان، که به رحمت ایزدی پیوسته است، ناظر اعمال ماست.