جملات زیبا از متن کتاب بندهای روشنایی | طاقچه
تصویر جلد کتاب بندهای روشناییsubscriptionAvailable

کتاب بندهای روشنایی

۵.۰(از ۲ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
راضیه تجار
categoryدسته‌بندی: 
داستان کوتاه

قیمت:

۱۸۹,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

گاه بعضی از اقوام و نزدیکان از روی دلسوزی به او می‌گفتند: «ای خانم، شما تمکن مالی خوبی ندارید و علاوه بر آن، خود پنج فرزند یتیم دارید. چرا فقط آن‌ها را سرپرستی نمی‌کنید؟!» در پاسخ می‌گفت: «برای من هیچ کدام با هم فرقی ندارند. اتفاقاً به بچه‌های یتیم تحت کفالتم بیشتر محبت و احسان می‌کنم تا ان‌شاءالله خداوند مهربان بچه‌هایم را به مقامی ارجمند برساند و درهای رحمتش را به روی همگی باز فرماید. «و هو معکم این ماکنتم والله بما تعملون بصیر» و عاقبت این دعای خالصانه و از روی صدق و صفا به اجابت رسید و او سعادتمندی فرزندانش را به چشم دید و بر شکرش افزوده شد و با اینکه همه بچه‌های یتیم تحت سرپرستی او زندگی مستقلی یافته و سر و سامان گرفتند، او مدام سفارش می‌کرد که: «مبادا برادران و خواهران خود را فراموش کنید! به آن‌ها محبت کنید تا خداوند اجرتان دهد» و مطمئنم امروز هم روح مادر باایمانمان، که به رحمت ایزدی پیوسته است، ناظر اعمال ماست.
S
۱۰
گاه بعضی از اقوام و نزدیکان از روی دلسوزی به او می‌گفتند: «ای خانم، شما تمکن مالی خوبی ندارید و علاوه بر آن، خود پنج فرزند یتیم دارید. چرا فقط آن‌ها را سرپرستی نمی‌کنید؟!» در پاسخ می‌گفت: «برای من هیچ کدام با هم فرقی ندارند. اتفاقاً به بچه‌های یتیم تحت کفالتم بیشتر محبت و احسان می‌کنم تا ان‌شاءالله خداوند مهربان بچه‌هایم را به مقامی ارجمند برساند و درهای رحمتش را به روی همگی باز فرماید. «و هو معکم این ماکنتم والله بما تعملون بصیر» و عاقبت این دعای خالصانه و از روی صدق و صفا به اجابت رسید و او سعادتمندی فرزندانش را به چشم دید و بر شکرش افزوده شد و با اینکه همه بچه‌های یتیم تحت سرپرستی او زندگی مستقلی یافته و سر و سامان گرفتند، او مدام سفارش می‌کرد که: «مبادا برادران و خواهران خود را فراموش کنید! به آن‌ها محبت کنید تا خداوند اجرتان دهد» و مطمئنم امروز هم روح مادر باایمانمان، که به رحمت ایزدی پیوسته است، ناظر اعمال ماست.
S
۷
یا امام رضا(ع)! ـ یا امام رضای غریب! ای آقای من! تو را قسم می‌دهم به اجداد طیبه و طاهرت که مشکلم را بگشایی و از این سرگردانی و چه کنم چه کنم نجاتم دهی. زمزمه گریه‌آلود زائر، که پنجه در شبکه‌های طلایی ضریح معطر فرو کرده بود، در میان امواج صداهای دیگر گم می‌شد. ـ ای مولای من! شنیده‌ام که زائرت را ناامید برنمی‌گردانی. پس حاجت من مستمند را هم در نظر گیر.
S
۶