جملات زیبا از متن کتاب روزنه؛ مجموعه آموزشی شعر | طاقچه
تصویر جلد کتاب روزنه؛ مجموعه آموزشی شعرsubscriptionAvailable

کتاب روزنه؛ مجموعه آموزشی شعر

۴.۲(از ۳۹ امتیاز)
نوع کتاب

قیمت:

۳۰۰,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

شعر یک بیان برتر است
اِیْ اِچْ|
۵۸
ما در طول تاریخ ادبیات کهن فارسی، بیش از بیست هزار شاعرِ با نام و نشان داشته‌ایم. از این همه شاعر، شاید دویست تن توانسته باشند آثاری بیافرینند که در حافظه جمعیِ فارسی‌زبانان ثبت شده است و بقیه از یاد رفته‌اند.
ᶜʳᶻ
۲۵
به هر حال، نباید از یاد برد که تأثّرات عاطفی، هر قدر هم که شدید باشند، گذرا و مقطعی هستند. یک شعر، در مواجهه نخست، اثر عاطفی بیشتری دارد و در دفعات بعدی، آن اثر را نخواهد گذاشت، مگر این که در کنار عاطفه، چیز عمیق‌تری هم وجود داشته‌باشد یعنی اندیشه. گذشته از آن، تحوّلی که در اثر اندیشیدن در مخاطبان شعر ایجاد می‌شود، از تحوّلات عاطفی بسیار عمیق‌تر و ماندگارتر است.
alden
۱۹
«شعر گره‌خوردگی عاطفه و تخیل است که در زبانی آهنگین شکل گرفته باشد. »
مهاجر
۱۰
کلیشه و تقلید باقی است، ولی در لباسی دیگر و البته خطرناک‌تر، چون به‌راحتی قابل تشخیص نیست. این که بعضی شاعران در زندگی واقعی، «چای» و «دوغ» و «شربت» می‌نوشند، ولی در شعرشان فقط سخن از «قهوه» است، خود نمونه‌ای است از این تقلید.
mahsa
۸
برای آمدنت دسته گُلی دارم به رفتنت اشکی چه باشکوه فرامی‌رسی! چه بی‌خیال سفر می‌کنی!
Reza Qas
۷
نشسته‌اند ملخهای شک به برگ یقینم ببین چه زرد مرا می‌جوند، سبزترینم!
Ahmad
۴
امّا فراموش نکنیم که همان طور که گوینده سخن، در انتخاب شیوه و عناصر بیان خود کاملاً آزاد است، شنونده هم در پذیرش و پسند آن سخن، همین مایه از آزادی را دارد. او می‌تواند هرآنچه را می‌شنود یا می‌خواند، بپذیرد یا نپذیرد و بپسندد یا نپسندد و یا حتی آن را شعر نداند.
تراب
۴
اهلی شیرازی مثنوی‌ای پانصد بیتی دارد با نام سحر حلال که در همه ابیاتش جناس به کار برده یعنی دو کلمه آورده است با تلفظی واحد و معنایی متفاوت، کاری که سخت مورد علاقه شاعران صنعت‌پرداز بوده است. این هم چند بیت از آن مثنوی که معلوم نیست با چه رنج و مشقّتی سروده شده و در عین حال، به اندازه یک دوبیتی بابا طاهر هم در اذهان رسوخ نکرده است: ساقی! از آن شیشه منصوردم در رگ و در ریشه من، صور دم
shariaty
۳
پیش از تو آب، معنی دریا شدن نداشت شب مانده‌بود و جرأت فردا شدن نداشت در آن کویر سوخته، آن خاک بی‌بهار حتی علف اجازه زیبا شدن نداشت
Ahmad
۳
آنان که با محافل مناسبتی و شعرهای تریبونی سر و کار داشته‌اند، دیده‌اند که تأثیرگذاری خطابی بر یک جمع و تسخیر عواطف آنها، با شعر کوتاه سخت است و شاعر نیاز به حداقل زمانی برای در دست گرفتن نبض مجلس دارد. از سویی دیگر، در شعری که به طور شفاهی و از راه گوش منتقل می‌شود، زبان و موسیقی تأثیرگذاری بیشتر و سریع‌تری دارد. این عوامل می‌توانند دست به دست هم بدهند و شاعر را تشویق کنند که هر گاه شعر تریبونی می‌سراید، قالبی طولانی و زبانی مطنطن و کوبنده اختیار کند؛ و به این ترتیب، قصیده شکل می‌گیرد. در مقابل، شعری که بر احساسات فردی استوار است و در خلوت یا جمعهای کوچک استفاده می‌شود، طبیعی است که کوتاه‌تر سروده شود ـ تا بتوان به راحتی آن را به خاطر سپرد و با خویش زمزمه کرد ـ و هنرمندی‌اش از نوع تخیل باشد که به سرعتِ زبان و موسیقی دریافت نمی‌شود و نیاز به زمانی دارد که در خلوت فراهم است. چنین است که قالب غزل شکل می‌یابد.
alden
۲
«شعر گره‌خوردگی عاطفه و تخیل است که در زبانی آهنگین شکل گرفته باشد.
Alireza
۲
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن ای درخت معرفت، جز شک و حیرت چیست بارت؟ یا که من باری ندیدم، بیش از این بر شاخسارت
shariaty
۲
مفاعلن مفاعلن مفاعلن مفاعلن نه هیچ گردم از قفا، نه هیچ در برابرم در این سفر پگاه‌تر سوار شد برادرم
shariaty
۲
تار زلفت را جدا مشّاطه، گر از شانه کرد دست آن مشّاطه را باید جدا از شانه کرد
shariaty
۲
تعریف ابن سینا را به عنوان شاخص‌ترین فرد این گروه نقل می‌کنیم: «شعر، کلامی است مخیل، ترکیب شده از اقوالی دارای ایقاعاتی که در وزن متفّق و متساوی و متکرّر باشند و حروف خواتیمِ آن مشابه باشند. »
اسیلیا
۲
تعریفهایی که آقای دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی عنوان کرده است، جامع‌تر و دقیق‌تر به نظر می‌آید. ایشان در کتاب ادوار شعر فارسی، شعر را چنین تعریف می‌کند: «شعر گره‌خوردگی عاطفه و تخیل است که در زبانی آهنگین شکل گرفته باشد. » با این تعریف، عناصر سازنده شعر، «عاطفه»، «خیال»، «زبان»، «آهنگ» و «شکل» هستند و کلام برای شعر بودن، باید از همه اینها برخوردار باشد.
اسیلیا
۲
وقتی چیزی در محیط زندگی ما حضوری چشمگیر دارد و لاجرم بخشی از ذهن و زبان ما را درگیر کرده است، چگونه می‌تواند از صحنه شعر غایب باشد؟
کاربر ۱۸۳۱۷۸۱
۲
«کمال گفتار در آن است که در عین روشنی و وضوح، مبتذل و پست نباشد. روشن‌ترین گفتار آن است که از الفاظ معمولی تألیف شده‌باشد، امّا این نوع سخن، پست و مبتذل می‌شود...
کتــــاب‌خور
۲
فروغ‌بخش شب انتظار، آمدنی است رفیق، آمدنی؛ غمگسار، آمدنی است به خاک کوچه دیدار، آب می‌پاشند بخوان ترانه، بزن تار، یار آمدنی است ببین چگونه قناری ز شوق می‌لرزد مترس از شب یلدا، بهار آمدنی است صدای شیهه رخش ظهور می‌آید خبر دهید به یاران، سوار آمدنی است بس است هرچه پلنگان به ماه خیره شدند یگانه فاتح این کوهسار آمدنی است
کتــــاب‌خور
۲
«شعر حادثه‌ای است که در زبان روی می‌دهد و در حقیقت، گوینده شعر، با شعر خود، عملی در زبان انجام می‌دهد که خواننده، میان زبان شعری او، و زبان روزمرّه و عادی... تمایزی احساس می‌کند. »
atefeh
۱
سنایی می‌گوید: اول و آخر قرآن ز چه «با» آمد و «سین»؟ یعنی اندر ره دین، رهبر تو قرآن بس قطعا این شاعر دانشمند، بهتر از همه می‌دانسته است که این دلیل برای عقل پذیرفتنی نیست و کلمه «بس» فارسی نمی‌تواند ربطی به قرآن عربی داشته باشد. نکته این است که شعر، این منطق عقلی را بر نمی‌تابد بلکه تابع منطقی عاطفی و احساسی است.
atefeh
۱
برای شناخت وزن، پیش از هر کاری، بهتر است «هجا» را بشناسیم و جملات را به هجاهای سازنده‌شان تجزیه کنیم. هجا «یک واحد گفتار است که با هر ضربه هوای ریه به بیرون رانده می‌شود. »
shariaty
۱
گوش انسان تفاوتهای ریز را درک نمی‌کند و در مجموع، سه نوع هجا بیشتر نمی‌شناسد. بنای وزن نیز بر آن سه گذاشته می‌شود؛ «هجای کوتاه»، «هجای بلند» و «هجای کشیده».
shariaty
۱
قطعه مجموعه تعدادی بیت است که مصراعهای دوّم‌شان هم‌قافیه باشد.
shariaty
۱
مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن ای ساربان! آهسته رو کارام جانم می‌رود وان دل که با خود داشتم با دلستانم می‌رود
shariaty
۱
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن ای که پیچید شبی در دل این کوچه صدایت یک جهان پنجره بیدار شد از بانگِ رهایت
shariaty
۱
مفاعلاتن مفاعلاتن مفاعلاتن مفاعلاتن زهی چمن‌ساز صبح فطرت تبسّم لعل مهرجویت ز بوی گل تا نوای بلبل فدای تمهید گفت‌وگویت
shariaty
۱
مستفعلن مستفعلن مستفعلن فع وقت است تا برگ سفر بر باره بندیم دل بر عبور از سدّ خار و خاره بندیم
shariaty
۱
خوب است که با شعر، به صورت «توصیفی» برخورد کنیم نه «تجویزی».
غم‌سایه
۱