جملات زیبا از متن کتاب باش... | طاقچه
تصویر جلد کتاب باش...

کتاب باش...

۳.۹(از ۱۰ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
مرثا صامتی
انتشارات: 
نشر شهید کاظمی
categoryدسته‌بندی: 
داستان ایرانی

قیمت:

۱۰,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
حالم خوش است؛ سبکم، آرامم، این‌قدر که دلم می‌خواهد پرواز کنم. از شهر می‌زنم بیرون
آسمان
۲۵
«به اشک این بچۀ سه‌ساله قسم یا زینب...»
🕊
۲۱
پوشیه را از روی صورتش زد کنار که بهتر ببیندش. چشم‌های سیاهش برق زد. دوسه بار نرم و آرام سرش را تکان داد و ملیح خندید و من ماله به دست خشکم زد به لب‌هایش. جوری که آجر از دستم افتاد پایین بی‌اینکه بفهمم
آسمان
۱۴
غلام ارباب بمونی پسر
آسمان
۹
ارباب، اربابه. بخواد کن‌فیکون می‌کنه، بخواد شفا می‌ده، بخواد همه‌چی روبه‌راه می‌شه. این حرف‌ها رو با کسی نداره ارباب، حالیش کن که اربابه ارباب...

۹
«دختر، دو تا دوست شیعه داشته توی دانشگاه که هی برایش از این راه و اتفاقات و اربابش گفته‌اند! هرچه این دختر ناامید می‌شده آنها هی می‌گفته‌اند: ҆ارباب.῾ دختر هم سه ماه تمام پرس‌وجو کرده و آخرش گفته که می‌روم پیش اربابِ اینها تا ببینم چه می‌شود.»
آسمان
۵