کیتی چندان به دیگران و ازدواجشان فکر نمیکرد، یعنی اصلاً فکر نمیکرد که آیا خوشبخت هستند یا نه. خوشبختی تنها واژهای بود برای کسانی که خودشان را به هرآنچه دارند قانع میکنند. ازنظر کیتی زندگی مثل انگشتان دست میتوانست از هم باز شود و چیزهای بزرگتری را چنگ بزند. هدف او در طول زندگیاش همین بود. آگدن همیشه میخواست کیتی اینگونه باشد. واژهٔ خوشبختی در برابر واژهٔ رضایت خیلی کوچک و ناچیز بود.