تحمل ضعفهای خود نیاز به قدرت دارد. هیچکدامِ ما دو نفر این قدرت را نداریم و همین هم ما را به هم پیوند میدهد و هم ما را در برابرِ هم از خودمان حفظ میکند.
به من میگویند به مرگ بدهکارم. چه کسی را باید گفت زنده و چه کسی را مُرده؛ بستر زایمان همیشه بستر مرگ هم هست و محل تولد هم محل درگذشت، همانطور که روزهای جشن تولدْ روزهای جلوکشیدهٔ مراسم وفات هم هستند. با وجود این، همهٔ آدمها دیر یا زود تولیدمثل میکنند، بیرحمانه، بیملاحظه، تولیدمثل میکنند و خودشان را بازتولید. میگویند خودمان را تکرار کنیم، انگار همان یکی کافی نیست. با تکرار خودشان هم در واقع از خودشان و از همدیگر فرار میکنند، اما نه گریزی دارند و نه گزیری.