با خیالی آسوده و راحت و با سازگاری کامل با قوانین الهی و بشری، قوانینی که مطلوب کشیشها و همینطور مطلوب کارمندهای دولت بود، اگر مردی غریبه وارد زندگیاش نمیشد تا همهٔ اینها را نابود کند، آنهم نه از سر شرارت، که تقدیر شوم او را پیش میبرد و از او ابزاری میسازد بیاراده در دست شیطان، شیطانی که گاه، بیاینکه روح ما خبردار شود، در مشیت الهی مداخله میکند؛ و ما همچنان با خیالی آسوده به درگاه خداوند دعا میکنیم، با این تصور که این اوست که بر تمام امور ما ناظر است؛ و وقتی دعاها اجابت نمیشود، شگفتزده میشویم.