عجب پدرسوخته جَلَبیاست این چپو میرزا! چنان از اساس، قضیه را به هم ریخته که اگر نصف این گنجینه را هم چپو کند، کسی سر درنمیآورد. دزد از بینظمی نان میبرد. امور منزل و دولت و شهر و مملکت ندارد، چه آشپزخانه باشد، چه کتابخانه سلطنتی. فرقی ندارد. خرمن را به هم بریز، انبار را درهم کن، بازار را آشفته کن، طبّاخ را شاخ کن برای کلّهپز، پتک چلینگر را هوار کن سر کلیدساز، صبّاغ و رنگرز و خیاط را بگو تنبان علاقهبند و بزاز را جر بدهد، لحافدوز و نمدمال را بینداز سر لوّاف، تنباکوفروش و نفتفروش و زغالفروش را آتش کن برای بقّال و عطّار و سوزن پالوندوز را فرو کن به ماتحت بقیه و خودت از آن بالا بر مسند بنشین و کمچه چوبیات را بزن به دل این آش شلهقلمکار و قرابهات را پر کن، ببین چه نفعی میبری.