امالبنین (س) تنها با این کلمات چشم باز میکرد.
عطر بانویش زهرا (س)، نام مادر عباس (ع) که میآمد، امالبنین (س) به دنیا برمیگشت و یادش میآمد که هنوز دختر زهرا، زینبش هست و او را خدا خلق کرده برای یاری فرزندان زهرا... علم نجاتبخش حسین (ع) را بر دوش میکشید و در میان تمام کوچهها به همه نشان میداد...