جملات زیبا از متن کتاب صدرا در فردا | طاقچه
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب صدرا در فرداsubscriptionAvailable

کتاب صدرا در فردا

۴.۷(از ۴۵ رأی)
نوع کتاب

قیمت:

۴۷,۲۵۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

بعد یک دفعه به پای بهنام تیر خورد. بهنام پایش را گرفت و روی زمین افتاد.» مامان با کفگیر کیک را برگرداند و گفت: «وای چه وحشتناک! بعدش چه شد؟» صدرا گفت: «بعدش دیگر هیچی... از خواب بیدار شدم.» مامان گفت: «پس یادم باشد برای همه‌تان صدقه کنار بگذارم.» صدرا گفت: «صدقه برای چه؟ مگر واقعاً قرار است تیر بخوریم؟»
a Booker
۱
بچه‌ها با صدای بلند گفتند: «سیب!» آقای حکیمی گفت: «کجای این کلمه سیب است؟ نشانم بدهید ببینم.» بچه‌ها با تعجب نگاهش کردند. علی گفت: «همه جایش سیب است دیگر.» آقای حکیمی گفت: «ولی من سیب نمی‌بینم. فقط چند تا خط و نقطه می‌بینم.» حامد گفت: «آهان... سیب واقعی منظورتان است؟» مهدی گفت: «خود این کلمه که سیب نیست. معنی‌اش سیب است.» آقای حکیمی گفت: «معنی‌اش کو؟ بهم نشان بدهید.» بچه‌ها هم‌دیگر را نگاه کردند. حامد گفت: «معنی‌اش را چه‌طور نشان بدهیم. خب معنی است دیگر!» آقای حکیمی دستش را روی تخته گذاشت و گفت: «می‌خواهم بدانم که این معنیِ سیب، دقیقاً کجای این کلمه قرار گرفته است. مثلا آیا زیر حرف س است یا بالای آن؟ یا زیر حرف ی؟ اصلا شاید وسط نقطهٔ ب باشد!» مهدی گفت: «معنی یک کلمه، جا ندارد.»
a Booker
۱
مهدی گفت: «به خاطر این‌که تن ما از جنس ماده است و مکان دارد، ولی روح ما از ماده نیست و جا ندارد... مثل خودکاری که توی خیالمان بود...» آقای حکیمی گفت: «آفرین، همین‌طور است. توی خواب هم همین اتفاق می‌افتد، روح ما می‌تواند تند و تند به جاهای مختلف برود... حالا می‌خواهم یک چیز دیگر هم به‌تان بگویم. روح ما نه تنها مکان ندارد، بلکه زمان هم ندارد.» حامد گفت: «یعنی چه؟»
a Booker
۰