مرد جوان زمانی را به یاد آورد که با پیرمرد در مورد دورانی حرف زده بود که چمنزنی میکرد. به یادش میآمد که هنگامِ چمنزنی تمرکزِ کامل داشت و نمیگذاشت که چیزی حواسش را پرت کند.
"وقتی کاملا درگیرِ کاری که انجام میدهی شوی؛ ذهنت به جاهای دیگر نمیرود. از زندگی لذت میبری و احساسِ شادیِ بیشتری میکنی و تحتِ تاثیرِ کارت قرار میگیری. تو در آن لحظه فقط به آن چیزی که در حالِ شکل گیری است فکر میکنی. و متمرکز شدن روی کار باعثِ موفقیتت نیز خواهد شد."
او متوجه شد که خیلی وقت است چنین احساسی را تجربه نکرده است. زمانِ زیادی را صرفِ ناراحتی و غبطه خوردن برای گذشته و یا نگرانی برای آینده کرده بود.