جملات زیبا از متن کتاب ماسه و کف | طاقچه
تصویر جلد کتاب ماسه و کفsubscriptionAvailable

کتاب ماسه و کف

۵.۰(از ۴ امتیاز)
نوع کتاب
انتشارات: 
کلیدر
categoryدسته‌بندی: 
داستان کوتاه

قیمت:

۱۵,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

ماهیت هر انسان، آن نیست که برایت آشکار می‌کند، بلکه آن چیزی است که نمی‌تواند آشکار نماید؛ پس اگر می‌خواهی او را بشناسی، به گفته‌هایش گوش مسپار، بلکه به ناگفته‌هایش گوش فرا ده.
amir
۱۰
اگر دیگری بر تو بخندد، می‌توانی بر او ترحم کنی؛ اما اگر تو بر او بخندی، چه بسا نتوانی از نفس خویش درگذری. و اگر کسی بر تو بدی کند، می‌توانی بدی او را از یاد ببری. اما اگر تو به او بد کنی، کرده‌ی خویش را هماره به خاطر خواهی داشت. پس مطمئن باش که آن دیگری، نیمه‌ی حساس‌تر توست، در کالبدی جدا از پیکره‌ات.
amir
۸
کشتی امن است و ناخدا، ماهر. این تویی که دلت در آشوب است.
عاطی
۸
کینه، کالبدی بی‌جان است. چه کسی می‌خواهد گور باشد؟
sepide saad
۷
دیوانه‌ام می‌پندارند، زیرا روزگار خویش را به زر آنان نمی‌فروشم، و دیوانه‌شان می‌پندارم، زیرا گمان می‌کنند روزگار من به زر خریدنی است.
amir
۶
ارزش انسان به چیزی است که اشتیاق رسیدن به آن را دارد، نه به آنچه که بر آن دست می‌یابد.
باران
۵
برخی از ما، چون مرکب و برخی دیگر، کاغذیم؛ اگر سیاهی مرکب نبود، سپیدی لال می‌ماند و اگر سپیدی کاغذ نبود، سیاهی نابینا می‌شد.
علی میرزایی نژاد
۵
سهل‌انگار، بیماری است که سودای خودبزرگ‌بینی دارد.
sepide saad
۵
چه ابله است آن‌که می‌کوشد نگاه کینه توز خویش را در پس نقاب لبخندی پنهان کند.
amir
۳
روزی که زاده شدی، شیطان مُرد؛ ‫پس دیگر لازم نیست از دوزخ بگذری تا فرشته‌ای بیابی.
Nastaran Alinejad
۳
اگر در برابر یکدیگر به گناهانمان اعتراف کنیم، همگی از عدم نوآوری خویش می‌خندیم. و اگر همه‌ی فضیلت‌های خویش را بر یکدیگر بنمایانیم، باز هم به همان سبب خواهیم خندید.
sepide saad
۱
یاد آوردن، جلوه‌ای است از دیدار، ‫و فراموشی، گونه‌ای از آزادی.
Nastaran Alinejad
۱
هرگز یکدیگر را درک نخواهیم کرد، ‫مگر آن که زبان را در هفت واژه خلاصه کنیم: ‫تا دل، شکسته نشود، مُهر آن برگشوده نگردد.
Nastaran Alinejad
۱
یاد آوردن، جلوه‌ای است از دیدار، و فراموشی، گونه‌ای از آزادی.
کاربر ۹۱۸۶۹۷۷
۱
اگر زمستان بگوید: بهار در دل من جای دارد، چه کسی آن را باور می‌کند؟ ٭ در دل هر دانه شوقی نهفته است.
Della
۰
مروارید، معبدی است که اشتیاق، آن را پیرامون دانه‌ی شنی برپا کرده است. کدام اشتیاق، پیکر ما را پیرامون کدامین دانه بنا کرد؟
nader kamrani
۰
درمانده نشدم، جز در برابر کسی که پرسید: "کیستی"؟
M A H I M A
۰
اگر به برکت‌های ناشناخته اشتیاق داری؛ ‫و اگر بدون آن‌که دلیلش را بدانی، اندوهناکی، ‫بدان که به راستی به همراه همه‌ی رشدکنندگان، بالنده‌ای ‫و رو به خویشتن والای خویش داری.
Nastaran Alinejad
۰
اگر زمستان بگوید: بهار در دل من جای دارد، چه کسی آن را باور می‌کند؟
Nastaran Alinejad
۰
عشقی که در هرشبانه‌روز، تجدید نگردد، به عادتی پایدار؛ و چه بسا به بردگی منجر شود.
Nastaran Alinejad
۰
‫آن گاه که به خورشید پشت کنی، جز سایه‌ی خویش هیچ نخواهی دید.
Nastaran Alinejad
۰
درمانده نشدم، جز در برابر کسی که پرسید: "کیستی"؟
کاربر ۹۱۸۶۹۷۷
۰
سکوت را به من ارزانی دار تا خویشتن را به ژرفای شب درافکنم.
کاربر ۹۱۸۶۹۷۷
۰
آن گاه که به خورشید پشت کنی، جز سایه‌ی خویش هیچ نخواهی دید.
کاربر ۹۱۸۶۹۷۷
۰
تو نمی‌توانی بیش از نیازت بخوری. نیمه‌ی دیگرِ نانی که نمی‌خوری، از آنِ دیگری است؛ و او نیز باید اندکی از نان را نگاه دارد، چه بسا میهمانی سرزده از راه برسد.
کاربر ۹۱۸۶۹۷۷
۰
اگر میهمان نبود، خانه‌ها به گور می‌مانست.
کاربر ۹۱۸۶۹۷۷
۰
سخاوت آن نیست که آنچه را من بیشتر بدان نیازمندم، بر من ببخشی، بلکه سخاوت آن است که آنچه را خود بیش از من نیاز داری به من عطا کنی.
کاربر ۹۱۸۶۹۷۷
۰
چه بسا از فردا وام می‌گیریم تا بدهی‌های دیروز را بپردازیم.
کاربر ۹۱۸۶۹۷۷
۰
قابل ترحم‌ترین مردم کسی است که آرزوی خویش را در سیم و زر خلاصه کند.
کاربر ۹۱۸۶۹۷۷
۰
چه بسا برترین فضیلت‌های این جهان، در جهان دیگر فروترین باشند.
کاربر ۹۱۸۶۹۷۷
۰