منِ نوجوان دیگر نمیخواهم چون کودک دبستانی عمل کنم. من میخواهم اگر کاری خوب است، به انگیزهٔ شخصیم آن کار را انجام دهم، نه برای خاطر دیگران. من میخواهم خود منشاء انجام اینگونه کارها باشم، نه دیگران.
با همین انگیزه است که در شیوهٔ انجام بعضی کارها تغییراتی ایجاد میکنم. مثلاً درس خواندن و یا نماز خواندن خود را از دید شما پنهان میکنم. بعضی از ما نوجوانان وقتی میخواهند نماز بخوانند، به داخل اتاق رفته و چراغ را هم خاموش کرده و نماز میخوانند، آنان حتی مهر خود را نیز پنهان میکنند تا کسی نداند که نماز میخوانند. آنان با این کارِ خود نشان میدهند که میخواهند نماز را با انگیزهٔ خود بخوانند نه برای تشویق دیگران.