توی بعضی فیلمها و رمانهای عشقی همهٔ پسرها دور یک دختر میگردند، با اینکه اصلاً چیز خاصی توی وجود آن دختر نمیبینید. اما باز هم احساس میکنی هر دو طرف حق دارند دختر را داشته باشند.
و دختره هم اینطوری است که اوه خدایا، چطور انتخاب کنم؟ ویلیام خیلی حساس است، او من را میفهمد، پاهای من را گرفت و بلندم کرد، اوه! چه بدبختیای و اینها! اما چطور بدون ریف و کارهای جسورانه و عشق تاریک و اندکی سوءاستفادهگرش زندگی کنم؟ همیشه فکر میکردم این فیلمها چقدر حالبههمزن و غیرواقعی هستند.