جملات زیبا از متن کتاب سیاحت غرب | طاقچه
تصویر جلد کتاب سیاحت غربsubscriptionAvailable

کتاب سیاحت غرب

سرگذشت ارواح در عالم برزخ؛ متن ساده شده‌ی سیاحت غرب

۴.۳(از ۸۹ امتیاز)
نوع کتاب

قیمت:

۳۳,۶۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

مگر تو نشنیده‌ای، کسی که در کوبیدن دری پافشاری کند، سرانجام آن دَر به روی او باز خواهد شد.
جعفری
۴۱
اگر کاری از دست‌تان بر نمی‌آید، دست‌کم این عیش و عشرت و شادمانی را رها کنید؟ مرده باد عاشقی که هم‌رنگِ معشوقِ خود نباشد! امام زمان (ع) آن‌گونه در سختی است و شما این طور در عشرت و راحتی و شادمانی غوطه‌ور؟ با این حال شما ادّعای محبّت آن حضرت را نیز می‌نمایید.
shariaty
۱۷
هادی پرسید: آیه‌الکرسی را حفظ هستی؟ گفتم: بلی. او گفت: من همان وابستگی تو، به عروة الوثقی هستم. من تجّسم عشقِ تو به خاندان پیامبرم و از تو هیچ‌گاه جدا نمی‌شوم؛ مگر جایی‌که تو با لغزش‌هایت از من دور شده‌ای
محسن
۱۵
دنیا ظلمت‌کده و پژمرده است و زندگی واقعی تنها در سرای آخرت است. کم‌کم بلاها زیاد شد، زمین به شدّت لرزید و هوا طوفانی و تاریک گردید
Ahmad Zahedi
۱۱
گویا از تاریکی به روشنایی و از کوری به بینایی و از خواب به بیداری آمده بودیم. دنیا ظلمت‌کده و پژمرده است و زندگی واقعی تنها در سرای آخرت است.
shariaty
۸
زنده‌ها، زودمرده‌های خود را فراموش می‌کنند و نسبت به آنها دلسرد می‌شوند.
shariaty
۷
از کلام گهربار پیامبر است که: دوستی دنیا، بیماری بزرگی است که همهٔ بیماری‌های آدم از شاخ و برگ اوست و یادآوری مرگ، داروی آن بیماری است.
کتابینا
۷
[هُوَ اللهُ الَّذی لااِلهَ اِلاّ هُوَ، عالِمُ الْغَیْبِ وَ الشَّهادَةِ، هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحیمُ، هُوَ اللهُ الَّذی لا اِلهَ إلاّ هُوَ، الْمَلِکُ الْقُدُّوسُ، السَّلامُ الْمُؤْمِنُ، الْمُهَیْمِنُ الْعَزیزُ، الْجَبّارُ الْمُتَکَبِّرُ، سُبْحانَ اللهِ عَمّایُشْرِکُونَ]
aref keshavarz
۷
به صورت پرنده‌ای به منزلم رفتم و روی شاخهٔ درختی نشستم. به کردار و گفتار زن، فرزندان و خویشان و آشنایان توجّه می‌کردم. همه جمع شده بودند و به قول خودشان برای من خیرات می‌کردند. آش و پلو پخته و مجلس روضه‌خوانی راه انداخته و فاتحه می‌خواندند. هیچ‌کدام از کارهای‌شان به حال من سود نداشت، چون روح اعمال و نیّت اصلی‌شان آبرومندی خودشان بود، و از این رو حتّی یک فقیر گرسنه را نیز به سر سفرهٔ خود دعوت نکرده بودند. نیّت همهٔ دعوت‌شدگان نیز تنها خوردن غذا بود؛ یا آمده بودند تا فردا کسی به آنها نگوید چرا به مجلس ما نیامده بودید. آمدن یکایک آن‌ها برای انگیزه‌های شخصی بود. گریهٔ آنها دروغین بود و برای آمرزش من یا برای حسین بن علی (ع) گریه نمی‌کردند.
هستی
۶
دوستی دنیا، بیماری بزرگی است که همهٔ بیماری‌های آدم از شاخ و برگ اوست و یادآوری مرگ، داروی آن بیماری است.
نآر
۵
انسان با مرگ و بیرون رفتن از این جهان مادّی و برطرف شدن این پرده، چیزهایی را که پیش از این نمی‌دید، می‌بیند و به آنها می‌رسد. آن روز معنای آیهٔ «لَقَدْ کُنْتَ فی غَفْلَةٍ مِنْ هذا فَکَشَفْنا عَنْکَ غِطائَکَ فَبَصَرُکَ الْیَوْمَ حَدیدٌ» روشن می‌گردد
Pourya Mashayekh
۴
یکی از یاران امام باقر (ع) از آن حضرت درباره زیارت اهل قبور پرسید. امام باقر (ع) فرمود: چون روز جمعه می‌شود به زیارت قبر مردگان خود بروید؛ زیرا هرکس از آنان در تنگی و سختی به سر ببرد با رفتن سر قبر آنان، گشایش در امر آنها به وجود می‌آید. راوی پرسید: آیا مردگان می‌فهمند چه کسی برای زیارت قبر آنان آمده یا نه؟ امام باقر (ع) فرمود: آری، از رفتن به زیارت آنان خیلی خوشحال می‌شوند؛ بلکه از بازگشت زائرین به خانه‌های‌شان بسیار نگران و ناراحت می‌شوند.
کاربر ۶۸۲۷۳۸۹
۴
از هادی پرسیدم: این چاه‌ها جای چه کسانی است؟ او گفت: این چاه جای کسانی است که مؤمنان را مسخره می‌کردند و دهن کجی می‌نمودند و چشم و ابرو بالا می‌انداختند. کسانی که مردار می‌خورند غیبت کنندگانند. کسانی که از گوش‌های‌شان آتش بیرون می‌آید، غیبت دیگران را شنیده‌اند. کسانی که یکدیگر را مثل سگ و گربه و گرگ می‌درند، در دنیا همواره به یکدیگر فحاشی و ناسزا گفته و تهمت‌زده‌اند، و کسانی که چهره زرد و دو زبان دارند، سخن‌چین و دروغ‌گویانند.
هستی
۳
هر که می‌نالد، از خود می‌نالد
محسن
۳
خداوند در حدیثی قدسی فرموده است: بنده من مرا سپاس و ستایش کرد و دانست که نعمت‌های او از من است و نیز دانست که بلاهایی که از او دور می‌شود به لطف و کَرَم من است. ای فرشتگان من! شما را گواه می‌گیرم که برای او افزون بر نعمت‌های دنیا، نعمت‌های آخرت را نیز می‌افزایم، و از او بلاهای آخرت را دور می‌سازم، چنانچه بلاهای دنیا را از او دور کردم.
کتاب‌دوست
۳
دلم ز بس که گرفته است میل باغ ندارم به قدر آنکه گُلی بو کنم دماغ ندارم
sena
۳
گفتم: بروید به همه اعلام کنید که به صف شوند. باید از خدا تعجیل ظهورامام زمان (ع) را بخواهیم، که دردهای ما به ظهور آن حضرت دوا می‌شود و رأی بزرگانِ این جمع همین است زیرا دعای فرج در آخرالزّمان از بهترین دعاهاست.
maria
۳
اثر کارهای ما تا ابد زنده است
مهدی زارع بیدکی
۳
سرانجام مُردَم پس از یک بیماری طولانی، سرانجام مُردم
shariaty
۲
اصلِ خوی‌هایِ زشت سه‌تاست: «آز»، «خودبینی» و «حسادت». اوّلی، آدم را از بهشتْ بیرون انداخت؛ و دومی شیطان را از خداوند دور کرد؛ و سوّمی قابیل را به جهنّم برد؛ ولی این سه خصلت، هزاران شاخ و برگ پیدا می‌کند و در زیادی و کمی، نسبت به اشخاص، تفاوت بسیاری دارد.
shariaty
۲
با خود گفتم: عجب رفیقی پیدا شد! صد رحمت به آن تنهایی! پرسیدم: اگر به دو راهی رسیدیم راه منزل را می‌دانی؟ گفت: نمی‌دانم! گفتم: من تشنه شده‌ام، در این نزدیکی‌ها آب هست؟ گفت: نمی‌دانم! گفتم: منزل دور است یا نزدیک؟ گفت: نمی‌دانم! گفتم: پس چه می‌دانی؟! گفت: همین قدر می‌دانم که مانند سایه، از اوّل عمر، همراه تو بوده‌ام و از تو جدا نبوده و نیستم؛ مگر آنکه به توفیق خدا، از من جدا شوی!
محسن
۲
تو هنوز زمانی را برای دوستیِ محکم با خداوند، پیامبر و خاندان پیامبر در اختیار داری! هم اکنون با دلی امیدوار و روحی پرشکوه، قدم در راه اصلاح خویشتن بردار! تو با تغییر زندگی‌ات راه پاکی را در پیش گیر و از خوبان روزگار شو! تو از خوبان روزگار خواهی شد؛ اما با قدری همّت...
کاربر ۶۸۲۷۳۸۹
۲
ریسمان به گردنِ مردی انداختند که خود [حبلُ اللّهِ المتین] بود و به قهر و غلبه او را کشیدند و صدای «هل من ناصر» او بلند بود، ولی کسی جوابش را نداد.
مرتضی ش.
۲
من توشهٔ سفر تو را کم می‌بینم، باید چند جمعه اینجا در انتظار باشی؛ بلکه از سوی خانواده یا دوستانت در دنیا چیزی برایت برسد، حتماً خوانده‌ای که پیغمبر (ص) فرموده است: «در سفر هر چه توشه بسیار باشد بهتر است
کتاب‌دوست
۲
گفتم: این خورجین را از کجا آورده‌ای؟ گفت: فرشته‌ای آورد و گفت در یک طرف آن هدیه‌ای است از حضرت زهرا (س) که آنرا در اثر تلاوت سوره دُخان _ که منسوب به اوست _ فرستاده و درطرف دیگر هدیه‌ای است از علی بن ابیطالب (ع) که آن را در اثر قرائت سوره هل اتی _ که منسوب به اوست _ فرستاده است
sena
۲
الهی سینه‌ای ده آتش افروز در آن سینه دلی، و آن دل همه سوز هر آن دل را که سوزی نیست دل نیست دل افسرده خود، جز آب و گل نیست دلم پر شعله گردان، سینه پردود زبانم کن به گفتن آتش‌آلود سخن در کیمیای جسم و جان است اگر خود کیمیایی هست، آنست
sena
۲
هادی پرسید: آیه‌الکرسی را حفظ هستی؟ گفتم: بلی. او گفت: من همان وابستگی تو، به عروة الوثقی هستم. من تجّسم عشقِ تو به خاندان پیامبرم و از تو هیچ‌گاه جدا نمی‌شوم؛ مگر جایی‌که تو با لغزش‌هایت از من دور شده‌ای. کنیهٔ من ابوالوفا و ابوتراب است؛ زیرا بیشتر رفتارهایت طبق گفته‌ها و وعده‌هایت بوده، همچنین در برابر مؤمنان فروتن بودی.
کاربر ۱۵۲۸۲۸۰
۲
دو سه مرتبه سنگ‌ریزه‌ها زیر پایم لغزید و زمین خوردم و دو سه متری رو به پایین غلطیدم و نزدیک بود به ته درّه پرت شوم؛ ولی به خارها و سنگ‌ها چنگ می‌زدم و خود را نگاه می‌داشتم. دست، پا و پهلویم مجروح شدند؛ به ویژه بینی‌ام به سنگی خورد و شکست. گویی به من می‌گویند: امروز دیگر بلندپروازی و برتری‌طلبی بس است و باید بینیِ خودبرتربینی و خودخواهی‌ات به خاک ساییده شو
کاربر ۱۵۲۸۲۸۰
۲
از آنجا که اسباب دفاعی تو در این منزل، تنها یک عصا و یک سپر است و این بسیار ناچیز است، امشب که شب جمعه است نزد زن و فرزندانت برو، شاید به یاد تو عمل خیری انجام دهند و اسبابِ امنیّت و آسایش تو در این مسافرتْ بیشتر فراهم گردد. گفتم: من از آنها ناامیدم، چون اندیشه آنها از خودشان فراتر نمی‌رود. زنده‌ها، زودمرده‌های خود را فراموش می‌کنند و نسبت به آنها دلسرد می‌شوند. آن هفته اوّل _ که آنها مرا فراموش نکرده بودند و _ به نام من کارهایی انجام می‌دادند در واقع تنها به اسم من بود و روح عمل‌شان برای خودشان؛ حالا که اسم و رسم من هم از یادشان رفته، هیچ امیدی به آنها ندارم.
takhtary
۲
سرمایه‌ای که تو ای خواهر و برادر گرامی در دست داری، بسیار است. تو خدایی مهربان، دلسوز و رحیم داری! پیامبرت، پیامبر مهربانی‌هاست. خاندان پیامبرت معلّمان عشق و محبّت و لطف‌اند. تو هنوز زمانی را برای دوستیِ محکم با خداوند، پیامبر و خاندان پیامبر در اختیار داری! هم اکنون با دلی امیدوار و روحی پرشکوه، قدم در راه اصلاح خویشتن بردار! تو با تغییر زندگی‌ات راه پاکی را در پیش گیر و از خوبان روزگار شو! تو از خوبان روزگار خواهی شد؛ اما با قدری همّت...
takhtary
۲