- خوب اون اخلاق خاصش چی بود؟
سعید بغضش را قورت داد و گفت: "طاقت قهر کردن نداشت. اصلاً براش مهم نبود مقصر اصلی این ناراحتی و عصبانی خودشه یا طرف مقابلش. حتماً پا پیش میگذاشت و کدورتی را که پیش آمده بود، حل میکرد. این بخشیدن و معرفتی که داشت خیلی برام خاص بود. در کنارش اینقدر روح بزرگی داشت که اگر خودش مقصر بود معذرتخواهی میکرد و بالاخره اون ناراحتی برطرف میشد... کاش الان هم توی همان عالم رفاقت برگرده و دست تک تک ما رو بگیره!"