معرفی و دانلود کتاب همسایه آقا + خلاصه رایگان
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب همسایه آقا

کتاب همسایه آقا

زندگینامه داستانی مدافع حرم جاویدالاثر علی آقا عبداللهی

۴.۱(از ۱۴ امتیاز)
نوع کتاب

قیمت:

۱۰,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

معرفی کتاب همسایه آقا

کتاب همسایه آقا نوشته شهلا پناهی لادانی، زندگینامه داستانی مدافع حرم جاویدالاثر علی آقا عبداللهی است. 

درباره‌ی کتاب همسایه آقا

خواندن زندگینامه‌ها همیشه می‌تواند جذاب باشد. زندگینامه به مخاطبان اثر کمک می‌کند تا با زوایای پنهان شخصیت یک فرد آشنا شوند، او را بهتر بشناسند و دلیل انتخاب‌هایش را هم بفهمند. شهلا پناهی لادانی در کتاب همسایه آقا به سراغ زندگی شهید علی آقا عبداللهی رفته است و زندگی او را در قالب داستانی خواندنی به تصویر کشیده است. 

کتاب همسایه آقا را به چه کسانی پیشنهاد می‌کنیم 

اگر از خواندن زندگینامه رزمندگان و شهدا لذت می‌برید، کتاب همسایه آقا را بخوانید. 

بخشی از کتاب همسایه آقا

مامانم لبخندی زد و گفت: «مؤمن باید زیرک و جسور باشه. تشخیص راه ثواب از ناثواب بزرگ‌تر کوچک‌تر نمی‌خواهد. گاهی توی سختی یا شرایط خاص بچه‌ها آن‌قدر رشد می‌کنند که بزرگ‌ترها به گرد پاشون هم نمی‌رسند. انقلاب یکی از این شرایط خاص بود که فرصت رشد به همه ما داد.»

- خوب تصمیم گرفتین چیکار کنید؟

- یکی از راهکارها این بود که اعلامیه‌ها رو ازشون می‌گرفتم و می‌آوردم خونه توی باغچه حیاط آتیش می‌زدم. خیلی از اونا توی جریان انقلاب متوجه اشتباهشون شدند و برگشتن؛ ولی خیلی‌هاشون هم متأسفانه سال‌های بعد از پیروزی انقلاب به فکر سهم‌خواهی از انقلاب افتادند و کلاً از راه و مسیر اصلی خارج شدند. با قصهٔ ترورها، مبارزات طراحی شده و حتی حضور در جناح دشمن آن هم توی روزهای سخت جنگ، توی نگاه و تعریف مردم از مجاهد تبدیل به منافق شدند و این داغی هست که به‌خاطر بی‌بصیرتی به پیشانی آنها خورد. درست مثل آنهایی که پینهٔ جنگ صفین را داشتند؛ ولی توی کربلا روبه‌روی امام حسین (ع) ایستادند.

- توی قصهٔ روزهای مبارزه، کسی بود که هم‌سن و سال یا همراهتون باشه؟

- آره دخترخاله و دختردایی‌هام بودن. یک‌بار هم بزرگ‌ترها حسابی دعوامون کردند!

- چرا؟ مگه چیکار کردین؟

- اون موقع پیکر شهدا رو بعد از انتقال به بهشت زهرا (س) ردیفی کف یک سالن می‌چیدن تا خانواده‌ها بیان برای تشخیص هویت و اگر کسی نمی‌آمد، پیکرها را دفن می‌کردند و فقط مدارکی را که احیاناً همراه داشتند، توی یک لیست ثبت می‌کردند. یک روز ما بدون اینکه به کسی اطلاع بدیم، رفتیم بهشت زهرا (س) و سرکی بین شهدا و خانواده‌هاشون کشیدیم. چون خیلی شلوغ بود، دیر به خونه برگشتیم. وقتی رسیدیم یادمه دعوامون کردند که کجا بدون اینکه اطلاع بدید رفته بودید؟ خلاصه روزگاری داشتیم و شیرین‌ترین اتفاق اون ایام پیروزی انقلاب بود. یکی از نهادهایی که به دستور امام تأسیس شد، نهضت سوادآموزی بود. توی هر محله مساجد شدند پایگاه سوادآموزی و مردم خیلی استقبال می‌کردند. مادرجون از کسانی بود که توی همین کلاس‌ها و دوره‌ها شرکت کرد و تونست تا مرحلهٔ تکمیلی پیش بره و دیگر می‌شد کنار هم بشینیم و باهم کتاب بخونیم و این خیلی برام شیرین بود؛ اما انگار قرار نبود توی سایهٔ پیروزی انقلاب راحت بشینیم و به روزهای خوب پیش‌رو نگاه کنیم.


برای تجربه‌ای بهتر در دانلود کتاب همسایه آقا و خواندن آن، اپلیکیشن طاقچه را به‌صورت رایگان نصب کنید. در اپلیکیشن می‌توانید مطالعه‌ی خود را شخصی‌سازی کنید و لذت خواندن و شنیدن کتاب‌ها را همیشه و همه‌جا تجربه کنید. علاوه‌بر دسترسی آسان، امکان خرید هزاران کتاب صوتی و الکترونیکی با تخفیف‌های ویژه و بهترین قیمت هم فراهم است.

مشخصات کتاب

نام کتابهمسایه آقا
عنوان دیگرزندگینامه داستانی مدافع حرم جاویدالاثر علی آقا عبداللهی
موضوعزندگی‌نامه، داستان ایرانی
نویسندهشهلا پناهی لادانی
انتشاراتنشر شهید کاظمی
سال انتشار نسخه فیزیکی۱۳۹۸/۰۵/۰۸
فرمت کتابEPUB
حجم فایل کتاب۲۳.۸۷ مگابایت
شابک۹۷۸۶۲۲۷۱۷۷۰۲۲
تعداد صفحه‌ها۱۵۶ صفحه
قیمت کتاب۱۰۰۰۰ تومان

نظر شما دربارهٔ این کتاب

به این کتاب چه امتیازی می‌دهید؟

۱
۲
۳
۴
۵

نظرات کاربران

s.latifi
توصیه می‌کنم.
۱۳۹۹/۰۹/۲۶

کتاب قشنگی بود. توقع داشتم تا آخرش فقط از زندگی شخصی و خانوادگی شهید بگه ولی خاطرات جنگ اش هم بود. ان شاء الله که دست ما رو هم بگیرن. صلوات

۱
donya
۱۳۹۹/۰۸/۱۵

زیبا

۰
m.behnam
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۳/۰۵

خوب بود👌👌

۰
عاشق کتاب
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۰/۰۵/۱۱

خوب بود

۰
قاصدک
توصیه می‌کنم.
۱۴۰۱/۱۱/۱۹

اول بگم روایت کتاب خییییلی عالی بود اصلا خسته کننده نبود ومثل یه رمان شیرین وجذاب بود ک آدمو دنبال خودش می کشید دوس نداشتم تموم بشه... ازخوندنش لذت بردم سبک روایتش شیرین ودل چسب بود.. والبته شخصیت ومنش این...بیشتر

۰

بریده‌هایی از کتاب

خط قرمز علی حضرت آقا بود و با تمام وجود ایشان را دوست داشت. به قول بچه‌ها همیشه فخر این را داشت که «همسایهٔ آقا» ست.
گمنام
۷
- خوب اون اخلاق خاصش چی بود؟ سعید بغضش را قورت داد و گفت: "طاقت قهر کردن نداشت. اصلاً براش مهم نبود مقصر اصلی این ناراحتی و عصبانی خودشه یا طرف مقابلش. حتماً پا پیش می‌گذاشت و کدورتی را که پیش آمده بود، حل می‌کرد. این بخشیدن و معرفتی که داشت خیلی برام خاص بود. در کنارش این‌قدر روح بزرگی داشت که اگر خودش مقصر بود معذرت‌خواهی می‌کرد و بالاخره اون ناراحتی برطرف می‌شد... کاش الان هم توی همان عالم رفاقت برگرده و دست تک تک ما رو بگیره!"
فاطمه
۷
یک‌بار نزدیک تولد من بود. شما و زینب یک مدل شلوار خریده بودید و من خیلی مدلش را دوست داشتم. یک روز آمد به خانه و یک بسته به من داد. وقتی بازش کردم، دیدم یک شلوار از همون مدل توش هست. ازش پرسیدم: "این چیه؟" گفت: "حواسم هست که شیما و زینب از این شلوار خریدند، منم برای تولد تو یکی خریدم."
فاطمه
۶
مامان خندید و گفت: «علی تمیزی و مرتب بودنش رو از بابات یاد گرفته بود. همیشه بهترین و ماندگارترین عطر رو می‌زد.»
فاطمه
۵
حُسن خلق، کمک به بقیه، رعایت و درست به‌جا آوردن آداب زیارت و از همه مهم‌تر تقیدش به نماز اول وقت جزو چیزهایی هست که من از علی یاد گرفتم. یک بار هم برای همین نماز اول وقت خواندن، توی یک دورهٔ آموزش نظامی مجبور شدیم ۱۵۰ مرتبه شنا بریم.
گمنام
۴
شنیدن خبر شهادت علی شوک سختی برام بود؛ ولی وقتی یاد حرف، کار، تقیّد به نماز اول وقت، احترام به دیگران و خلوص نیتش افتادم، با خودم گفتم: «شهادت لباس تک سایزی بود که علی خودش را به قد و قامت آن رساند و الحق که براندازه‌اش بود.»
گمنام
۴
خودم برای اطمینان دلم با شهید معزغلامی یا شهید نعمایی الان خاطرم نیست، کدوم یک از این دو عزیز تماس گرفتم و سفارش علی را بهشون کردم که آنها از شجاعت، پشتکار و خُلق خوب علی تعریف کردند و گفتند: "ان‌شاالله همرزم‌های خوبی برای هم باشند."
فاطمه
۴
دست‌های علی را گرفته بودم و با شوخی بهش گفتم: "می‌خواهی برقصی؟" علی خندید و گفت: "بی‌خیال این حرف‌ها!" منم می‌دانستم که اهل این چیزها نیست؛ اما تک‌تک ما دوستان دلمان می‌خواست کاری کنیم که خوشحال باشد.
گمنام
۳
«علی درمانی برای این همه دلتنگی سراغ داری؟»
فاطمه
۳
اعتدال توی اُمورش را داشت همان‌قدر که به ظاهرش می‌رسید و دقت داشت، به حجاب اهمیت می‌داد. توی عبادت هم همین‌طوری بود به نماز اول وقت، نماز شب، روزه و به‌خصوص خمس خیلی اهمیت می‌داد. ولی اولا که اهل ریا نبود. ثانیا به اندازه توان‌اش کاری را انجام می‌داد.
گمنام
۲