جملات زیبا از متن کتاب خون دل | طاقچه
تصویر جلد کتاب خون دل
off
٪۴۰

کتاب خون دل

کنکاش تاریخی نامه منشور روحانیت

۴.۷(از ۱۲ امتیاز)
نوع کتاب
پدیدآورندگان: 
جواد موگویی
انتشارات: 
نشر شهید کاظمی
categoryدسته‌بندی: 
ادبیات مذهبی

۲۰,۰۰۰

۴۰٪

قیمت:

۱۲,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
نگاه واپس ماندهٔ حوزهٔ علمیهٔ قم، فلسفه و عرفان‌گویی و شعرسرایی امام را برنمی‌تافت. چنان‌که وقتی خبر سرایش بیت «سزد ز دانهٔ انگور سبحه‌ای سازم/ برای رفتن میخانه استخاره کنم»، به آیت‌الله حائری یزدی دادند و گفتند: «دیگر بی‌دینی‌ای نمانده آقا روح‌الله نکرده است! فلسفه که می‌گوید؛ اهل عرفان هم که هست؛ این هم از شعرش! می‌خواهد از دانهٔ انگور تسبیح بسازد و برای رفتن به میخانه استخاره کند! او را از حوزه بیرون نمی‌کنید؟» حاج شیخ گفته بود: «در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست. من تعجب می‌کنم که چرا ایشان به فکر استخاره افتاده است.»
محمد
۶
نگاه واپس ماندهٔ حوزهٔ علمیهٔ قم، فلسفه و عرفان‌گویی و شعرسرایی امام را برنمی‌تافت. چنان‌که وقتی خبر سرایش بیت «سزد ز دانهٔ انگور سبحه‌ای سازم/ برای رفتن میخانه استخاره کنم»، به آیت‌الله حائری یزدی دادند و گفتند: «دیگر بی‌دینی‌ای نمانده آقا روح‌الله نکرده است! فلسفه که می‌گوید؛ اهل عرفان هم که هست؛ این هم از شعرش! می‌خواهد از دانهٔ انگور تسبیح بسازد و برای رفتن به میخانه استخاره کند! او را از حوزه بیرون نمی‌کنید؟»
maryhzd
۱
راستی اگر کسی فکر کند که استعمار، روحانیت را با این‌همه مجد و عظمت و نفوذ تعقیب نکرده و نمی‌کند، ساده‌اندیشی نیست؟‌
سهیل ولی زاده
۱
سیداحمد خمینی می‌گوید: اشکال اساسی اینها به امام این بود که دخالت در سیاست و قیام او سبب تعطیلی درس و بحث آقایان شده است! حتی بعضی از همین‌ها بعد از وقایع پانزده خرداد، بی‌شرمانه به امام حمله می‌کردند که قیامش حرمت مراجع را شکسته است! چراکه فریادش منجر به دستگیری او شد و به این ترتیب مرجع‌گیری باب شد. اینها همان مقدس‌نماهای احمقی بودند که رفتار و گفتارشان، متدینان ناآگاه را به بی‌راهه کشاند و از متن اجتماع و مسئولیت‌ها، به کنج عزلت و بی‌تفاوتی راند و در نتیجه مقام و موقعیت روحانیت که همواره پیشاپیش ملت‌ها پرچمدار مبارزه بودند، در جامعه تضعیف شد. اعمال و تفکر جامد اینها باعث غربت دین خدا و سوق خیل جوانان معصوم مسلمان به‌سمت افکار و مکتب‌های انحرافی شد.
محمدعلی دهاقین
۱
اولین و مهم‌ترین فصل خونین مبارزه در عاشورای ۱۵ خرداد رقم خورد. در ‌۱۵ خرداد ۱۳۴۲ مقابله با گلولهٔ تفنگ و مسلسل شاه نبود که اگر تنها این بود مقابله را آسان می‌نمود. بلکه علاوه بر آن، از داخل جبههٔ خودی، گلولهٔ حیله و مقدس‌مآبی و تحجر بود؛‌ گلولهٔ زخم زبان و نفاق و دورویی بود که هزاربار بیشتر از باروت و سرب، جگر و جان را می‌سوخت و می‌درید.
زمانی
۰
واقعاً روحانیت اصیل در تنهایی و اسارت خون می‌گریست که چگونه آمریکا و نوکرش پهلوی می‌خواهند ریشهٔ دیانت و اسلام را برکنند و عده‌ای روحانی مقدس‌نمای ناآگاه یا بازی‌خورده و عده‌ای وابسته که چهرۀشان بعد از پیروزی روشن گشت، مسیر این خیانت بزرگ را هموار می‌نمودند.‌ آن‌قدر که اسلام از این مقدسان روحانی‌نما ضربه خورده است، از هیچ قشر دیگر نخورده است و نمونهٔ بارز آن مظلومیت و غربت امیرالمؤمنین (ع) که در تاریخ روشن است.
زمانی
۰
دیروز مقدس‌نماهای بی‌شعور می‌گفتند دین از سیاست جداست و مبارزه با شاه حرام است. امروز می‌گویند مسئولین نظام کمونیست شده‌اند! تا دیروز مشروب‌فروشی و فساد و فحشا و فسق و حکومت ظالمان را برای ظهور امام زمان - ارواحنا فداه - مفید و راهگشا می‌دانستند، امروز از اینکه در گوشه‌ای خلاف شرعی - که هرگز خواست مسئولین نیست - رخ می‌دهد، فریاد «وا اسلاما» سر می‌دهند! دیروز ‌«حجتیه‌ای» ها مبارزه را حرام کرده بودند و در بحبوحهٔ مبارزات، تمام تلاش خود را نمودند تا اعتصاب چراغانی نیمهٔ شعبان را به نفع شاه بشکنند، امروز انقلابی‌تر از انقلابیون شده‌اند!
زمانی
۰
مدت‌ها بود از آقای سیاسی می‌پرسیدم که آخر شما می‌گویید آدم نمی‌میرد، آدم بیرون نمی‌آید، آدم کشته نمی‌شود، من از کجا بدانم کسی بیرون نمی‌آید؟ آمدیم ریختند و ده‌هزار نفر شد. بیست-سی‌هزار نفر شد. آن‌وقت کی؟ چه‌طوری؟ شما که آدم ندارید جلو اینها را بگیرید و اگر از من هم بخواهید، به اینها تیراندازی نخواهم کرد. این آقا به ما گفتند وقتی دیگر امام وجود نداشته باشد، یکی جای امام می‌نشیند. آن شخصی که جای امام می‌نشیند، از رادیو و تلویزیون صحبت خواهد کرد و مطالبی را که امام تا امروز گفته است، او فتوا می‌دهد که غلط است. ما خواستیم (من و مهدیون) یک مقداری بیشتر در این مورد بگوید. گفت از آقایون روحانیون، چهار نفر هستند که وقتی رادیو و تلویزیون گرفته شد، بلافاصله از طریق آن برای ملت صحبت خواهند کرد و فتوا خواهند داد که مطالبی که امام گفته است، واقعیت ندارد و ملت را می‌نشاند سرجای خودشان... بعد از این چهار نفر هم، آخوندها توی خط ایستاده‌اند.
maryhzd
۰
امام فرمودند: «نفوذ، ورود، ورود پنهان، استراق سمع، شنود و همهٔ اینها اگر به خاطر مصالح اسلام باشد، اشکال ندارد؛ ولی اگر هوای نفس در آن باشد، باطل است.» سه بار با صدای بلند فرمودند: «باطل است.» ایشان ادامه دادند: «خدای ناکرده این‌طور نباشد که بگویید تلفن فلان شخصیت را کنترل کنیم، بعد ببینیم چه می‌گوید. اینها از نظر اسلام حرام است.» ایشان حکم کلی ندادند و فرمودند: «موردبه‌مورد با حاج‌آقا ری‌شهری در میان بگذارید.
maryhzd
۰
منازل بهایی‌ها خیلی شیک بود. همان‌طور که انجمن هم متقابلاً سعی می‌کرد جلسات خودش را در خانه‌های خیلی مدرن با مبلمان و دکور خیلی جذاب برگزار کند. سخنران‌هایشان هم کراوات می‌زدند و خیلی اتو کشیده بودند. یعنی می‌گفتند در مقابل بهایی‌ها باید مثل آنها لباس شیک بپوشیم، خانهٔ شیک داشته باشیم و مجالسمان خیلی ظاهر زیبا و جذابی داشته باشد که بتوانیم جوان‌ها را جذب کنیم و نگذاریم سمت بهایی‌ها بروند. خب! بهایی‌ها هم همین‌جور بودند. در واقع انجمن در آن زمان عکس‌برگردان جریان بهایی‌ها بود.
maryhzd
۰
اگر بخواهیم منصفانه و بی‌طرفانه قضاوت کنم، باید بگویم انجمن در ساختن به اصطلاح جوان‌های مذهبی از جهاتی موفق بود. اولاً از جهات تشکیلاتی، ثانیاً از جهت آن بنیهٔ فکری مذهبی. ولی خطری که وجود داشت، این بود که اگر این جوان که با میراث انجمن شروع کرده بود، توی همین میراث می‌ماند، خطر انحراف او خیلی زیاد بود. من فامیل و دوستانی داشتم که فقط با میراث انجمن شروع کردند و ادامه دادند، دیگر با دکتر شریعتی و مجاهدین خلق و جریان‌های مترقی و روشنفکرانه و مبارز مذهبی همراه نشدند و بعد سر راهشان به مارکسیسم برخوردند و مارکسیست شدند. این اتفاق، خاص انجمن نبود. خاص تمام تشکل‌های مذهبی سنتی و بسته بود. در تهران اگر نگاه کنید، مدرسهٔ علوی که مال انجمن و یکی از مدارس مذهبی خیلی فعال تهران بود، با همین سیستم انجمن، یعنی تفکر چارچوب‌دار غیرسیاسی و نسبتاً سنتی، البته با لعابی از تجدد، [اداره می‌شد]. از این منظر خیلی آسیب‌پذیر بود.
maryhzd
۰
یعنی همان اوایل پیروزی، این بود که از جملهٔ کسانی که خدمت امام رسیدند، مرحوم آقای حلبی، رییس انجمن حجتیه بودند. ایشان به حضرت امام پیشنهاد دادند که پانزده‌هزار جوان آماده برای ادارهٔ انقلاب از فرزندان امام زمان (عج) را در اختیار شما قرار می‌دهیم. امام در پاسخ فرمودند: «این انقلاب را فرزندان امام زمان (عج) به وجود می‌آورند؛ اما نه آنهایی که در گوشه‌ای نشسته‌اند و منتظرند که بر سر سفره و خوان آماده بنشینند؛ بلکه این جوان‌ها و همهٔ اقشار از زن و مردی که در کف خیابان‌ها شعار می‌دهند و در مقابل نیروهای مسلح شاه مقاومت می‌کنند، فرزندان امام زمان هستند و ما از اینها برای ادارهٔ انقلاب استفاده می‌کنیم
maryhzd
۰
بازرگان در کتاب راه طی شده، مدعی شده بود که «علم توحید را احیا کرد.» مؤسسان سازمان، یک گام هم از بازرگان جلوتر گذاشتند. به زعم آنان، جدیدترین «علمی» که می‌توانست از لحاظ اجتماعی به «اسلام، حیاتی دوباره ببخشد»، چیزی جز مکتب مارکسیسم نبود؛ مکتبی که ادعای هم‌گامی با عالی‌ترین درجات تکامل علم را دارد. اساس راه طی شده، یکی بودن راه انبیا با راه بشر است؛ مجاهدین خلق هم نتیجه گرفتند که راه مارکس و لنین، همان راه انبیا است. در واقع سازمان، منطبق بر یک هستهٔ مارکسیستی و یک پوستهٔ اسلامی شکل گرفت و نهضت آزادی به لحاظ تئوری‌های دینی، در رویهٔ سازمان، به‌عنوان مولود خود، تأثیر عمیق و اساسی گذاشت؛ آنان علم‌گرایی را از نهضت گرفتند و مارکسیسم را به‌عنوان روش مبارزه بر آن افزودند.
maryhzd
۰
نگاه واپس ماندهٔ حوزهٔ علمیهٔ قم، فلسفه و عرفان‌گویی و شعرسرایی امام را برنمی‌تافت. چنان‌که وقتی خبر سرایش بیت «سزد ز دانهٔ انگور سبحه‌ای سازم/ برای رفتن میخانه استخاره کنم»، به آیت‌الله حائری یزدی دادند و گفتند: «دیگر بی‌دینی‌ای نمانده آقا روح‌الله نکرده است! فلسفه که می‌گوید؛ اهل عرفان هم که هست؛ این هم از شعرش! می‌خواهد از دانهٔ انگور تسبیح بسازد و برای رفتن به میخانه استخاره کند! او را از حوزه بیرون نمی‌کنید؟» حاج شیخ گفته بود: «در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست. من تعجب می‌کنم که چرا ایشان به فکر استخاره افتاده است.»
Daneshe.Ketab.Khandan
۰
«سزد ز دانهٔ انگور سبحه‌ای سازم/ برای رفتن میخانه استخاره کنم»
Hamidreza Rajabi
۰
با اینکه در کشور ما در اجرای عدالت بین روحانی و غیر آن امتیازی نیست، ولی وقتی با متخلفی از روحانیت خوش سابقه یا بدسابقه برخورد شرعی و قانونی و جدی می‌شود،‌ فوراً باندها فریاد می‌زنند که چه نشسته‌اید؟ جمهوری اسلامی می‌خواهد آبروی روحانیت را ببرد. اگر احیاناً کسی مستحق عفو بوده و بخشیده شود، تبلیغ می‌کنند که نظام به روحانیت امتیاز بی‌جا می‌دهد.‌
hosainmohammadi17
۰
ترس من این است که تحلیل‌گران امروز، ده سال دیگر بر کرسی قضاوت بنشینند و بگویند که باید دید فتوای اسلامی و حکم اعدام سلمان رشدی مطابق اصول و قوانین دیپلماسی بوده است یا خیر؟‌ و نتیجه‌گیری کنند که چون بیان حکم خدا آثار و تبعاتی داشته است و بازار مشترک و کشورهای غربی علیه ما موضع گرفته‌اند، پس باید خامی نکنیم و از کنار اهانت‌کنندگان به مقام مقدس پیامبر و اسلام و مکتب بگذریم!
محمدعلی دهاقین
۰