شبها حوالی نه به خانه میرسیدم و میدیدم پای گوشی، باانگیزه در حال تایپ است و هرچند دقیقه دست جلوی دهانش میگیرد و میخندد. یکبار صبرم سرآمد و خیلی ملایم گفتم:
- عزیزم! میشه گاهی غذایی بار بذاری؟ آشی ... سوپی؟
سخت برآشفت و فریاد زد که: «هاااان! روحیهٔ کثافتِ مردسالارِ ایرانیات باز هم طغیان کرده؟ مگر کلفت آوردی؟ از من توقع داری با دستان هنرمندم برای تو سبزی خرد کنم و آش هم بزنم؟» از کمالالملک گرفته تا میرعماد و حاتمیکیا و مهدی اخوان ثالث و سید مهدی شجاعی، همه را به فحش کشید و فریاد زد: «همهتان یک کوفتید. هر چهقدر هم فرهیخته باشید باز هم روحیه مردسالاری کثافت ایرانی از بطنتان بیرون میزند.»