شاه میگوید: «آقای سفیر، آیا متوجه نشدهاید؟ من دلم نمیخواهد آن روستاها باقی باشد. دلم میخواهد ناپدید شوند. ما اگر غذایمان را بخریم ارزانتر از تولید آن میشود. من این مردم روستایی را در نیروی کار صنعتیمان لازم دارم. اینها باید به شهر بیایند و در صنعت کار کنند. بعدش دیگر میتوانیم همهٔ این افغانستانیها و پاکستانیها و کرهایها را به خانههایشان پس بفرستیم».