سارا: همونطور که گفتم، اگر همهٔ اون علوم جدید به نوبهٔ خودشون خوب باشند، مگه این خودش شاهدی علیه جادوگری نیست؟
باب: دلیلش را نمیفهمم. ظاهراً تو فکر میکنی علوم جدید نشان میدهند که جادوگری صحت نداره. تو چرا اینقدر مطمئنی؟ تا جایی که من میدانم، اون نظریههای علمیای که مد نظر توست هیچ چیزی صریحاً نه به نفع جادوگری میگه و نه علیهاش. از طرف دیگر، نظریات علمی نه به نفع سیاستمدارها و نه علیه اونها صریحاً چیزی نمیگن. اما این به اون معنی نیست که تبلیغات سیاسی صحت نداشته باشه. این مورد چه فرقی با جادوگری داره؟
سارا: مگه جادوگری نیروهایی را که برای علم جدید ناشناختهاند و با پیشبینیهای علمی تداخل دارند مفروض نمیگیره؟
باب: شاید اون نیروها برای علم جدید ناشناخته باشند، ولی مگه علم جدید ادعا میکنه که همه چیز را میداند؟ حتی شاید جادوگری مطابق با قوانین علمی عمل کنه و قوانین علمی را به سود اهداف خودش به کار بگیره. شاید جادوگری کمک میکنه پیشبینیهای علمی درست از آب دربیاد.