کنار پنجره دستبهسینه میایستم و بیرون را نگاه میکنم. هیچ کس در خیابان نیست. هیچ کس در خیابان نبوده. همه در خانههایشان هستند. با خودم فکر میکنم که آنها چهکار میکنند و آیا کسی به اندازهٔ من درمانده و سردرگم هست؟ چه میشد اگر میتوانستی سقف را بلند کنی و برداری... به یک خانهٔ بیسقف واقعی بروی... و داخلش را ببینی؟ چه میدیدی؟ حتماً رفتارهایی را میدیدی که عجیبتر از رفتارهای من نبودند.